معرفی قالیهای شکارچرخ وبشریت

در هنر اسلامی هر طرح و نقش علاوه برمضمون و زیبایی ظاهری اش دارای یک معنای درونی می باشد معنای که به عالم باطن بازمی گردد. و هر زمان که بیننده زیبایی ظاهری را کنار بگذارد به زیبایی ذاتی پی خواهد برد که زیبایی امری درونی است و خارج از ذهن بیننده و هنرمندان خوش ذوق با جهان بینی عرفانی ،در آثارشان حس خاصی به بیننده القا می کنند
حسی که جریان هستی را زمزمه می کند. حسی که باآن بهار همراه با فصل زایش هنرمی شود فصلی که زیباییها درآن معنا پیدا می کند، فصل باروری طبیعت ،فصل باروری معنویت ،فصل آفرینش ذوق هنری؛ فصل جان گرفتن کاغذ شطرنجی نقشه قالی…
روزی که تصمیم گرفتم مطلبی را برای معرفی طرح و نقش قالی شکارچرخ بنویسم افکارم پریشان شد .با اینکه بارها و بارها تصویر این قالی زیبای هنری را دیده بودم و تمامی زوایا و مشخصات آن در ذهنم نقش بسته بود دست را یارای فشار بر قلم نبود مطالب فراوانی در ذهنم وجود داشت اما دریغ از نگارش یک کلمه. بناچار قلم و کاغذ را رها کردم اندکی در سکوت تفکر نمودم نمی دانم چقدر از زمان را سپری کردم بیش از چند ساعت فقط به تصویر این قالی خیره شده بودم به جلوه رنگها و کنار هم قرار دادن رنگهای سرد و گرم و به هماهنگی و توازن نقوش پدید آمده آن. نقوش لچکها و ترنج در ذهنم با آن چه که قبلا دیده بودم فرق نمودند به یکباره نظام جهان هستی درخاطرم نقش گرفت به جهان پیرامون خود نگریستم خودم را ازکره خاکی دور دیدم در جهان بیکران الهی غوطه ورگشتم چرخش کرات را دیدم چقدر زیبا بودند علاوه بر زیبایی با نظمی خاص و در گردشی حساب شده در حال حرکت شکوهی خاص به آنچه را که می دیدم می داد در تعمق افکارم افق دیدم را از نزدیک به دورها بردم در عمق این نگاه دور نقش این فرش را دیدم پرنده ها،پرنده نبودند ترنج ها، ترنج نبود و لچک ها،لچک نبود چیزدیگری به نظرمی رسید جلوه های تازه نمایان گشت بازهای شکاری شهاب سنگ شده بودند شاهین ها، کهکشانها و مرغان کرات .دیگر این فرش شکار چرخ نبود جهان کوچکی بود به اندازه بسیار کوچک از این جهان با عظمت الهی.تصویر انسان در آن جهان نشانه احسن الخالقین بود جایگاه رفیع قطب، ترنج را مسخر نموده بود یعنی همه چیز برای آدمی. پیش خود فکر نمودم و سوالی در ذهنم جرقه زد چرا انسان که درمعراج هستی غوطه ور است بجای غرق شدن در تکامل الهی غرق درلذت زمینی شده است؟
چرا سری که باید تفکر در بلندای آسمان نماید خیره در زیر شده است؟آسمان پر از گردش موجودات و نباتات است. ولی او مدهوش در شکار است چرا نظاره گر سیمرغ بلورین یا همای سعادت که خدای توانا بدستش داده است نیست و او به سمت و سوی اوج نمی پرد؟
اسبی در اختیار دارد یعنی اسباب سفر از نقطه صفر مهیا شده است ولی او ساکن شده است و تمامی ابزارها را برای دلخوشی بکارگرفته است شکار می نماید نه از برای امرار معاش بلکه برای لذت و دلخوشی ، وابسته و دلبسته شده است
دورش حصار کشیده است حصاری که او را ازجهان آفرینش دور نموده است با آن که در مرکز است ولی گردش ایام را نمی بیند سرگرم شده است و نمی داندکه چه در جهان پیرامونش می گذرد همه در حرکتند زمان مشغول گذشتن است و او ایستا شده است….

این قالیچه نفیس دارای سه حاشیه می باشد یک حاشیه پهن و دو حاشیه کوچک (طره) و متن میباشد متن بصورت لچک ترنج با مضمون شکار چرخ مزین شده است که دارای مضامین عرفانی و فلسفی است اگر در هنگام نگاه به طرح، خود را در فضا فرض کنیم و به زمین نگاه کنیم صحنه شکار انسان و حیوان را روی زمین مشاهده می کنیم که در مرکزفرش یا ترنج میانی با نقش گرفت و گیر یا همان تشعیر که نقوش برجسته هنر اسلامی است بگونه ای دایره وار که بیننده را مدهوش خود می سازد نقش شده است انسانی سوار بر اسب که نمونه کلاه او به دوران صفویه شبیه است مشغول شکار و خوشگذرانی است و به اصطلاح سرگرم هیاهوی دنیوی و نقش اصلی را برعهده دارد

معرفی قالیهای شکارچرخ وبشریت

خطوط اسلیمی در بین این تصاویر راههای پرفراز و نشیب زندگی است که بصورت اسلیمی هایی ماری یا ابرها و درختچه های قابل مشاهده است و در فاصله کمی دایره ای دیگر با چرخش پرندگان رنگارنگی و زیبای درحال حرکت دوارگونه تجسم شده است زیراکه دایره نمادی اززمان ونمادی ازحرکت پیوسته و مدور آسمان می باشد و نشان دهنده آسمان کیهانی است و دایره با حرکت پویایی خود نمایانگر تغییر است و در دایره سوم چهار شاهین در حال چرخش دایره وار دور این حلقه ازپرندگان در حال پرواز هستند و در سرترنج پایین دو پرنده اسیرعقابی شده اند و سر این پرندگان به طرف پایین است و چون سرگرم لذایذ دنیوی شده اند به قعر سقوط نموده و گرفتار حیوانات درنده گشته اند.

معرفی قالیهای شکارچرخ وبشریت

دو لچکی پایین فرش درمیان گلها وبرگهای ختایی حالت گرفت و گیر (تشعیر) و حیوانی که طعمه قرارگرفته سر را به طرف زیر قرار داده است و برای رهایی از چنگال حیوانی که اسیر شده به اطراف خود نگاه نمی کند و عروج را نمی بیند و اسیر و گرفتار شده است.

پرنده نمادی از رهایی و آزادی است و پیروزی خیر بر شر، خوشبختی و نیک روزی، بشارت بهار، با روری و باران خواهی و …. است فرش از رنگ بندی و طراحی استادانه ای ‏برخوردار است. تضاد سرد وگرم حاکم بر رنگ بندی فرش ‏که با تضاد تیره و روشن نیز تقویت میگردد.
در جلوه ‏ی جزئیات طراحی انجام شده بسیار موثر است. در ‏ابتدای فرش کتیبه ای بافته شده است. که متن آن به ‏این شرح است.
(اصفهان- بافت غلامعلی حقیقی- طراح عیسی‏ بهادری- سال۱۳۵۴) و (تقدیم به آستان مقدس آقا علی بن موسی ‏الرضا(ع) )
اين قالي به يادوبود حاج غلامعلي ‏صفدرزاده حقيقي توسط فرزندشان حاج غلامرضا درسال ‏‏۱۳۹۰ بافته و اهداء شده است.
‏نمونه اولین قالی بافته شده آن زینت بخش موزه هنرهای ملی تهران در سال ۱۳۵۴ است و کپی دوم از این فرش در موزه هنرهای تزیینی اصفهان نگهداری می شود جایی که مرحوم استاد در ‏آنجا سالها به تدریس مشغول بود. وسومین کپی(نمونه بازبافی آن) در سال۱۳۹۰تقدیم به بارگاه حضرت رضا علیه السلام شد که اکنون درگنجینه فرش و منسوجات آستان قدس رضوی نگهداری می شود.

معرفی قالی بشريت

قالي بشريت شاهكار زيبايي است كه فلسفه حيات و ‏تداوم زندگي در قالب سه مرحله از حیات انسان، ‏خلاصه نموده است. این طرح های سه گانه به نحوي رويا ‏گونه آینه تمام نمای زندگی بشریست (خام بودم ، پخته ‏شدم ، سوختم) در قسمت سر ترنج بالا دو کودک نقش ‏شده است که توان زیادی نداشته و پشت به پشت یکدیگر ‏داده اند تا نیرو گرفته بلند شوند. در مركز كه همان ‏ترنج قالي است. دوران جوانی و پخته شدن است.
فیگور ‏ها جوان و سر حال در حال شور و نشاط جوانی اند و در ‏پای ترنج دو قهرمان داستان به انتهای زندگی رسیده ‏اند و در حالی که به یکدیگر تکیه داده اند روی ‏زمین ولو شده اند. این فیگورها به طرز ماهرانه ای ‏با گلها و برگ های ختایی جان گرفته و تجسم یافته ‏اند.‏
فرش فاقد لچکی بوده و از رنگ بندی وطراحی استادانه ای ‏برخوردار است. تضاد سرد وگرم حاکم بر رنگ بندی فرش ‏که با تضاد تیره و روشن نیز تقویت می گردد. در جلوه ‏ی جزئیات طراحی انجام شده بسیار موثر است. در ‏انتهای فرش کتیبه ای بافته شده است. که متن آن به ‏این شرح است. (اصفهان- بافت غلامعلی حقیقی- طرح ‏بهادری- سال۱۳۵۴) و در مقابل آن در بالای قالی نوشته ‏شده است. (تقدیم به آستان مقدس آقا علی بن موسی ‏الرضا(ع) ) اين قالي به يادوبود حاج غلامعلي ‏صفدرزاده حقيقي توسط فرزندشان حاج غلام رضا درسال ‏‏۱۳۸۷ بافته و اهداءشده است
.‏ این فرش حد اقل سومین کپی از طرح استادعیسی بهادری است. کپی ‏دوم فرشی است که در موزه هنر های ملی نگهداریمی ‏شود.
نمونه دیگر آن در هنرستان هنر های زیبای ‏اصفهان نگهداری می شود. جایی که مرحوم استادعیسی بهادری در ‏آنجا سالها به تدریس مشغول بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *