قالی قشقایی

قالی قشقایی

 

قالی قشقایی

زيبايي نقش‌ها، خوش‌آيندي طرح‌ها، ظرافت گره‌ها، چشم‌گيري و پايداري رنگ‌ها و بيش از همه، حالت خيال انگيز و مرموز بافته‌ها، قالي قشقايي را صدر‌نشين هنرهاي سنتي كرده است. هنر قاليبافي ايل قشقايي، حدود ششصد سال سابقه داشته و در اين مدت، از نقش و نگاره‌هاي اختصاصي و گاه با سبك‌هاي خاص غير ايلي درآميخته و زماني هم به ابداع و نوآوري پرداخته‌اند و صدها سال، نقش‌هاي اصيل خود را حفظ نموده‌اند.
نامورترين بافندگان قشقايي، كشكولي‌ها هستند كه دستبافته‌‌هاي گره بافته خوابدار را عموما به خوبي از كار در مي‌آورند. زنان ايگدر، قاليچه‌ها و خورجين‌هاي گره‌بافته عالي و ظريفي فرا آورده‌اند كه وسعت دامنه رنگ‌آميزي گياهي آنها اعجاب‌آور است. در طايفه شش‌بلوكي، كه بزرگترين طايفه بافنده ايل قشقايي است، برخي از ممتازترين گره‌بافته‌ها ديده مي‌شود.
ويژگي‌هاي الياف‌شناسي تار و پود بيشتر قالي‌‌هاي قشقايي قديمي از پشم است. قشقايي‌ها، منحصرا براي بافتن قاليچه‌هاي بسيار ريزبافت، از تار و پود نخي و بندرت از پود و ابريشم استفاده مي‌كردند. اما امروزه، كميابي پشم دستريس موجب شده كه تار و پود، بيشتر از نخ (پنبه) باشد و فرش‌هاي قشقايي نوبافته تمام پشم، كم است.
ويژگي‌هاي رنگرزي و رنگبندي كهن‌ترين فرش‌هاي قشقايي، بيش از هشت رنگ متمايز ندارد و تنها در فرش‌هايي كه اواخر قرن دوازدهم هجري به بعد بافته شده، تعداد رنگ‌ها از ده رنگ تجاوز مي‌كند و در اواسط قرن سيزدهم به چهارده رنگ مي‌رسد. پيداست كه قشقايي‌ها تا اواخرقرن دوازدهم هجري به راز پاره‌اي از رنگ‌ها، خاصه قرمزهاي سرخرنگ گلي‌فام، پي نبرده بوده‌اند. از نيمه اول قرن سيزدهم، رفته رفته، رنگ‌هاي نويافته، خاصه آن طلايي فاخر و سبزهاي خرم و سرخ‌هاي آتشين، دردستبافت‌هاي ظريف و ريزبافت كشكولي و ايگدر و… راه پيدا مي‌كنند.
بايد دانست كه رنگ قرمز تند سرخ‌فام (معروف به رنگ گلي) در هنر فرشبافي قشقايي يك رنگ اساسي است. اين قرمز سرخ‌فام، بيشتر در رنگ‌آميزي ترنج‌ها بكار مي‌رود و گاه نيز لچك‌ها و زمينه فرش را به اين رنگ در مي‌آورند، ليكن كاربرد آن در حاشيه كمياب است.
براي رنگ‌آميزي متن و زمينه قالي، گرامي‌ترين رنگ نزد قشقايي‌ها آبي فيروزه‌اي و پس از آن سبز و نيز رنگ سفيد است. نفيس‌ترين قاليچه‌ها، يكي از اين سه رنگ و كمتر از همه سبز را در متن خود دارد. پس از اينها، و البته بيش از همه رنگ سرمه‌اي است كه در دستبافت‌هاي ممتاز، بسيار ژرف و يكدست و صاف و زلال است.
ويژگي‌هاي طرح و نقشه نقش‌هاي متداول و رايج قالي قشقايي را، به دو گروه متمايز تقسيم مي‌كنيم: اول، طرح‌ها و نقش ونگاره‌هاي سنتي عشايري و دوم: طرح‌ها و نقش‌هاي منظم پيوسته كه رايج‌ترين نقش‌هاي ديگر اين گروه، نقش محرمات، ماهي در هم، بته‌اي، گياهي و افشان است. طرح ناظم، مخصوص كشكولي‌هاست و قاليچه ناظم غير كشكولي، ديده نشده است. نقش ماهي در هم را هم كشكولي‌ها فراوان به كار مي‌برند، اما تيره بولي، نقش ديگري جز اين به كار نمي‌برد و دست كم، از يكصد و پنجاه سال پش به اين طرف،‌ به اين نقش، وفادار مانده‌اند.
از نقش‌هاي خاص، بايد به وزير مخصوص اشاره كرد كه نسبتا جديد است و بيش از نزديك به نود سال ندارد و تا به امروز گهگاه، به دست زنان كشكولي بافته مي‌شود. همچنين است نقش‌هاي معروف به عكسي كه نمونه‌هاي آن در سنت قاليبافي قشقايي اندك است و منحصر به قاليچه‌هاي تخت جمشيدي و آدمكي مي‌باشد.
بارزترين نگاره‌هايي كه در قالي‌هاي قشقايي به چشم مي‌خورد، عبارتند از: نگاره‌هاي حاشيه شامل: شبكه، زنجيره، شطرنجي، چهارپر، مرغ، شاه پسند، شمه‌لا، آينه‌بند، ايلانك. نگاره‌هاي متن، مانند: شانه، نخل، خراساني، گل هشت‌پر، چليپا، گردونه خورشيد، ماهي، درنا، چرخ فلك، مرغ، ستاره، گل نيلوفر، بته قبادخاني، درخت و پرنده، آهو، طاووس، شير، شاه‌پرك، گل شش‌پر، گل ترمه، گل آفتابگردان، جام، شطرنج. نقش‌هاي معروف قالي قشقايي كه بر اساس نام طايفه بافنده نامگذاري شده‌اند، شامل: هيبت‌لو، عرب‌چرپانلو، كوهي، دوقزلو از طايفه شش‌بلوكي، بولي، آردكپان، صفي‌خاني، رحيم‌لو و ايگدر از طايفه عمله.

نگاهي به تاريخچه فرش اصفهان

نگاهي به تاريخچه فرش اصفهان

اصفهان در دوره صفويه يكي از مراكز با اهميت قالي بافي ايران بوده است. در آن زمان در اين شهر تعدادي كارگاه قالي بافي سلطنتي شروع به كار نمودند كه در آن ها براي سلاطين صفويه قالي بافي مي شد. بعد از انقراض اين سلسله به وسيله افاغنه به علت ناآرامي هاي موجود در ايران تعدادي از هنرمندان و از جمله قالي بافان از حرفه هاي خود دست كشيدند. در نتيجه هنر قالي بافي در آن رو به ركود رفت.
دكتر تقي بهرامي در مجموعه فرهنگ روستائي ك در سال ۱۳۱۶ هجري شمسي به طبع رسانيده سابقه و وضعيت قالي بافي اصفهان را اين گونه توصيف مي نمايد:
« قالي بافي اصفهان درزمان صفويه اهميت فوق العاده داشته و مخصوصاً بازار قالي هاي ابريشمي رواج داشته و اهالي به بافتن آن ها همت گماشته قالي هاي نفيسي از خود به يادگار گذاشته اند. امروزه اغلب قالي هاي گرانبهاي قديمي ايران كه در موزه هاي لندن و پاريس و سايرنقاط اروپا و امريكا ديده مي شود قالي هاي بافت اصفهان است… در دوره صفويه تمام اطاق ها و تالارهاي اصفهان مانند هفت دست، آئينه خانه، نمكدان، چهل ستون و غرفات مسجد شاه از قالي هاي ابريشمي مفروش بوده و امروزه هر تكه آن در يكي از نقاط اروپا و امريكا نزد ثروتمندان و موزه داران است. اين قالي ها با بهترين و ثابت ترين رنگ هاي طبيعي رنگ آميزي و از روي بهترين نقشه هاي استان آن زمان بافته شده است. پس از انقراض صفويه به تدريج اين صنعت و ساير صنايع از اهميت افتاد و در صد سال اخير به كلي رو به نيستي گذاشت و قالي بافي تقريباً فراموش گشت چنان كه در اواخر زمان ناصرالدين شاه قاجار به هيچ وجه كارخانه قالي بافي در اصفهان وجود نداشت و فقط دستگاه هاي مختصري دربعضي دهات يافت مي شد تا آن كه ظل السلطان (فرزند ناصرالدين شاه و حكمران اصفهان و ايالات جنوبي ايران) زني از كردستان گرفته و به اصفهان آورد و آن زن چون قالي بافي مي دانست شاهزاده مايل شد چند دستگاه قالي برايش تهيه نمايدبراي اين كار استاد عبدالرحيم را كه از اين فن سررشته داشت استخدام نمود استاد مزبور چند دستگاه براي حكمران بر پا كرد ولي وقوع پاره اي پيش آمدهاي ناگوار در منزل حكمران سبب شد كه برپا داشتن قالي را در محل مخصوصي قرار داده و كارش را ادامه داد تا آن كه ظل السلطان خبردار شده روزي به كارخانه قالي رفت. قالي ها نزديك به اتمام بود. امر دادكه بالاي قالي ها عبارت كارخانه ظل السلطان بافته شود و بدين طرز رفتار شد. چند عدد از اين قالي ها به روسيه حمل شد و جلب نظر دربار روسيه را نمود و حضوراستاد قالي ها را براي بافت دو قالي در نمايشگاه آن كشور را خاستار شدند. حكمران استاد عبدالرحيم را براي روس ها استخدام نموده و با مأمور مخصوص سفارت به روسيه فرستاد. پس از جزئي مدتي دستگاه ها به نمايشگاه پاريس انتقال داده شد و استاد مزبور در آن شهر مي زيست تا نمايشگاه خاتمه يافت. سپس به ايران برگشت و به كارهاي خويش ادامه داد. در اين موقع ميرزاابوالقاسم نقاش و پسرش ميرزا علي نقاش نيز شروع به كار نموده و سهم خود خدماتي در احياء قالي بافي اصفهان نمودند…» با وجود تحر اندكي كه در قالي بافي اصفهان با شرح بالا پيش آمده بود معهذا در دروه هاي پايان عمر قاجاربه قالي بافي هنوز رواج چنداني در اين شهر نداشت چنان كه تعداد دستگاه هاي قالي بافي در آن زمان رقمي در حدود دويست عدد بود ولي بعدها با پيش رفت اين حرفه در اصفهان و توابع آن تعداد اي دستگاه ها به ۲۵۰۰ در سال ۱۳۱۵ و ۶۰۰۰ دستگاه در سال ۱۳۲۸ بالغ گرديد. دارهاي قالي بافي اين شهر و توابع آن برابرآمار سال هاي اخير به رقمي در حدود ۱۳۰۰۰ دستگاه رسيده است.
به هنگام جنگ جهاني دوم به صنعت و تجارت فرش اصفهان تا حدودي لطمه وارد آمد. و در اثر فقدان بازارهاي جهاني تجارت اين كالا محدود شد و از طرفي تعدادي از سوداگران و بافنده هاي سودجو نيز با گران شدن مواد اوليه قالي مانند پشم و رنگ در كار خود تقلب هائي كردند كه در نتيجه به تجارت و شهرت فرش اصفهان كه روزگاري سرآمد قالي هاي اين منطقه بهبود يافته و تعدادي از كارگاه هاي بافندگي شهرت و معروفيت سابق فرش هاي اصفهان را با ارائه قالي هاي مرغوب و بسيار ظريف دوباره بدان يناز گردانيده اند.
اصفهان در گذشته از مراكز مهم كشت گياهان رنگ دار به ويژه روناس بوده در كوهستان و دشت هاي اطراف آن گياهان حاوي مواد رنگ دار به طور خودرو روديده مي شوند به اين دليل مصرف رنگ هاي طبيعي در مراكز رنگرزي آن، در ايام پيشين به ميزان زياد معمول بوده است ولي امروزه رنگ هاي شيميائي مصنوعي به ويژه رنگ هاي تركيبي كُرُومي براي رنگرزي الياف قالي هاي آن در مقياسي وسيع بكار برده مي شوند. تعداد رنگ هاي به كار رفته در فرش هاي اصفهان به نسبت زياد است و كمتر اتفاق مي افتد كه در آن ها كمتر از ۱۴ رنگ به كار رود. طراح ها و قالي باف هاي اصفهاني اغلب رنگ هاي دلخواه خود را در زمينه هاي فيروزه اي، سرمه اي، قرمز ، سفيد نخودي انتخاب مي كنند.
پشم هاي مورد مصرف درقالي بافي اصفهان بيشتر از استان هاي كرمان و كرمانشاهان و منابع خارجي مانند استراليا تأمين مي شود.
در اصفهان مانند ساير نقاط بافنگي فارس زبان (كاشان، كرمان، نائين، قم،‌ يزد و نواحي شرقي خراسان) عمل گره زني را با دست و بدون استفاده از قلاب بر روي چله هائي كه تا حدودي شل بوده و مانند چله هاي تركي تحت فشار كششي شديد نيستند انجام مي دهند. اين طريق گره زني علاوه بر دشواري كار موجب بروز ضايعاتي بر روي دست و بدن كارگر بافنده مي شود. روشي است كه در آن امكان زدن گره هاي تقلبي و از آن بدتر بي گره بافي بسيار زيادتر از طريق ترك بافت است. بافنده هاي اصفهاني مانند ساير بافنده هاي فارس بافت عمل پود زدن را به مدد يك آلت چوبي به نام « كوجي» به سهولت انجام داده ولي در عوض كوبيدن گره ها را بر روي چله ها توسط شانه هاي سنگين وزن تا حدودي به سختي انجام مي دهند.
در اصفهان قالي و قاليچه هاي در اندازه هاي ذرع و چارك، ذرع و نيم، دو ذرعي، پرده اي و فرش هاي شش متري و بزرگ تر بافته مي شود بافنده اصفهاني هيچ گاه رغبتي به بافت كناره و كَلّگِي از خود نشان نمي دهد. فرش هاي ظريف بافت و گل ابريشم اصفهان با طرح هاي فوق العاده زيباي آن همواره از شهرت بسيار زيادي دربازارهاي جهان برخوردار بوده اند. فرش هاي گل ابريشم آن بيشتر بر روي چله هاي ابريشمي بافته مي شوند. ريشه اين قاليچه ها بنابر سليقه خاص بافنده اصفهاني بيشتر بلند و گاهي تا ۱۵ سانتي متر نيز مي رسد. اصفهان از معدود مراكز فرش بافي ايران است كه بافت فرش هاي دايره اي شكل نيز در آن صورت مي گيرد از شهر رقيبآن در اين مورد مي توان تبريز را نام برد.
در گذشته و حتي امروز طراحان اصفهاني به ميزان زيادي تحت تأثير نقوش كاشي كاري ها و بناهاي تاريخي اين شهر مانند عمارت چهل ستون- مدرسه چهار باغ- مسجد شيخ لطف الله و غيره بوده و طرح هاي خود را با نگاره هاي زيباي منقش به اين ابنيه تزئين نموده اند. طرح هائي كه در فرش هاي اصفهان بيشتر به چشم مي خورند عبارتند از: شاه عباسي، لچك و ترنج، درختي حيواندار، اسليمي لچك و ترنج، شاه عباسي افشان و هندسي لچك و ترنج طرح هاي صورت و منظره. با يادآوري نام برخي از تك بافان و مؤسسات معروف چون صيرفيان، صراف، احمد، اكبر اوف، ميرجلالي، حكمت نژاد، گلياف، داوري، حقيقي، مأموري، صدقياني، مير جمالي، مهدئي ئي، قدير زاده،‌فدائي، معيني، انتشاري، غفاري، نائل، يزداني، زرنگار، نصري، قناعت، بهادري، توكلي، منصوري،‌ ملكي، حاج جمشيدي،‌كامخواه، وحيدي، داورپور،‌ دُري ، شاه حسيني،‌عمادي، مدرس،‌اميني، هرندي زاده و انصاري، پور حكيم كه در گذشته و حال به فرش اصفهان شهرت و معروفيت بخشيده اند.