قالیچه های تصویری قشقایی

قالیچه های تصویری قشقایی

قالیچه های تصویری قشقایی

با توجه به اهميت شير به عنوان مظهر قدرت و حضور آن در ادبيات كهن ايراني و با توجه به اينكه در گذشته، اين جانور در بخش‌هايي از فارس سكونت داشته است، عجيب نيست اگر بخشي از دستبافته‌هاي هنرمندان قاليباف به اين موضوع اختصاص يافته باشد.
در گذشته، گبه‌هاي شيري معمولا روي قاليچه‌هاي ديگر، در وسط چادر قرار مي‌گرفت كه نشاني از دليري و غرور صاحب چادر بود. بافت گبه‌هاي شيري، جنبه تجارتي نداشته و معمولا موضوعي شخصي و سفارشي بوده است. بافت گبه‌هاي شيري، با انقراض نسل شيرها، به تدريج در حال منسوخ شدن است.
ويژگي‌هاي الياف شناسي
در قاليچه‌هاي شيري فارس، از تار (چله)، پود و خامه پشمي استفاده مي‌كنند كه تعداد پودهاي آنها بين ۲ تا ۸ رديف است.
ويژگي‌هاي رنگرزي
رنگ‌آميزي گبه‌هاي شيري از رنگ‌هاي طبيعي و گياهي است كه با استفاده از گياهان محلي انجام شده است.
ويژگي‌هاي طرح و نقشه
نقش شير، موضوع اصلي گبه‌هاي شيري است. پر كردن زمينه به وسيله ديگر حيوانات و گياهان، تجسمي است از جنگل و بيشه كه در مقايسه با عظمت و جلال شير بسيار جالب است. در برخي گبه‌ها، تكرار شيرها همچون تكرار بته‌هايي است كه عدم تقارن را تعديل كرده است.
ويژگي‌هاي بافت
بافت گبه‌هاي شيري مانند ساير گبه‌هاست. با پرزهايي بلند و چند سانتي‌متر گليم‌بافي و شيرازه متوازي. اين قاليچه‌ها، اكثرا نرم و تا اندازه‌اي كلفت هستند. شيوه گره‌زني، در برخي قاليچه‌ها متقارن و در برخي ديگر نامتقارن است.

 

جاجیم قشقشایی

جاجیم قشقشایی

جاجیم قشقشایی

ويژگي‌هاي الياف شناسي

قشقايي‌ها از لحاظ جنس الياف، دو نوع جاجيم مي‌بافند:
۱- جاجيم پشمي يا پشم در پشم كه تار و پود آن، هردو از پشم است.
۲- جاجيم پشم و پنبه كه تار آن از نخ پنبه و پود آن، از نخ پشمي است.ويژگي‌هاي رنگرزي و رنگبندي از خصوصيات بارز جاجيم‌هاي قشقايي، بكارگيري رنگ‌هاي متنوع و فراوان در بافت آنهاست، بخصوص رنگ‌هاي قرمز، سبز، سياه و آبي. سليقه بافنده نيز بسيار مهم است چرا كه تعيين كننده نقش اصلي، همين رنگ‌ها هستند.امروزه، شيوه رنگرزي جاجيم‌ها، هم به صورت گياهي (سنتي) و هم به صورت شيميايي انجام مي‌گيرد. ويژگي‌هاي طرح و نقشه انواع جاجيم از نظر طرح و نقشه، به شرح زير مي‌باشد:
۱- جاجيم‌هاي ساده يا چهار كوجي: رايجترين دستباف است و از نظر نقشپردازي داراي انواع زير مي‌باشد: جاجيم‌هاي راه راه، چهارخانه يا شطرنجي، گل‌جاجيم، كنگره جاجيم.
۲- جاجيم‌هاي ششه درمه معمولا به رنگ سورمه‌اي و سفيد با حاشيه مشكي و سفيد يا قرمز ديده مي‌شود، با نقش لوزي وكاربرد تزييني دارد.
۳- جاجيم‌هاي سوزني رند: از نقشمايه‌هاي گليم در آن استفاده مي‌شود، نقش‌هايي چون طاووس، ترمه گل، گلبرگ و… با رنگ‌هايي متنوع و تار و پودي از پشم و يا كرك. ويژگي‌هاي بافت جاجيم، اگرچه بافته‌اي زبر و خشن است، اما با استفاده مداوم از آن، در اندك زماني، لطيف و نرم مي‌شود. بافت جاجيم از گليم، ساده‌تر و به همان نسبت، رايجتر است. دار جاجيم، مانند گليم، بر چهارچوبي است كه بطور افقي نصب مي‌شود. نقش‌آفريني در جاجيم، به عهده تارهاست. پود يا خامه، در اينجا چندان ديده نمي‌شود. ويژگي‌هاي ابعادي جاجيم در اندازه‌هاي ميانه و بيشتر براي پوشش بافته مي‌شود. گاهي جاجيم‌هاي بسيار بلند نيز بافته مي‌شود. اما امروزه، بيشتر جاجيم‌ها در اندازه پرده‌اي بافته مي‌شوند. جاجيم‌هاي سوزني و رند، معمولا در اندازه ۵/۲ × ۲ متر بافته مي‌شود.

قالی قشقایی

قالی قشقایی

 

قالی قشقایی

زيبايي نقش‌ها، خوش‌آيندي طرح‌ها، ظرافت گره‌ها، چشم‌گيري و پايداري رنگ‌ها و بيش از همه، حالت خيال انگيز و مرموز بافته‌ها، قالي قشقايي را صدر‌نشين هنرهاي سنتي كرده است. هنر قاليبافي ايل قشقايي، حدود ششصد سال سابقه داشته و در اين مدت، از نقش و نگاره‌هاي اختصاصي و گاه با سبك‌هاي خاص غير ايلي درآميخته و زماني هم به ابداع و نوآوري پرداخته‌اند و صدها سال، نقش‌هاي اصيل خود را حفظ نموده‌اند.
نامورترين بافندگان قشقايي، كشكولي‌ها هستند كه دستبافته‌‌هاي گره بافته خوابدار را عموما به خوبي از كار در مي‌آورند. زنان ايگدر، قاليچه‌ها و خورجين‌هاي گره‌بافته عالي و ظريفي فرا آورده‌اند كه وسعت دامنه رنگ‌آميزي گياهي آنها اعجاب‌آور است. در طايفه شش‌بلوكي، كه بزرگترين طايفه بافنده ايل قشقايي است، برخي از ممتازترين گره‌بافته‌ها ديده مي‌شود.
ويژگي‌هاي الياف‌شناسي تار و پود بيشتر قالي‌‌هاي قشقايي قديمي از پشم است. قشقايي‌ها، منحصرا براي بافتن قاليچه‌هاي بسيار ريزبافت، از تار و پود نخي و بندرت از پود و ابريشم استفاده مي‌كردند. اما امروزه، كميابي پشم دستريس موجب شده كه تار و پود، بيشتر از نخ (پنبه) باشد و فرش‌هاي قشقايي نوبافته تمام پشم، كم است.
ويژگي‌هاي رنگرزي و رنگبندي كهن‌ترين فرش‌هاي قشقايي، بيش از هشت رنگ متمايز ندارد و تنها در فرش‌هايي كه اواخر قرن دوازدهم هجري به بعد بافته شده، تعداد رنگ‌ها از ده رنگ تجاوز مي‌كند و در اواسط قرن سيزدهم به چهارده رنگ مي‌رسد. پيداست كه قشقايي‌ها تا اواخرقرن دوازدهم هجري به راز پاره‌اي از رنگ‌ها، خاصه قرمزهاي سرخرنگ گلي‌فام، پي نبرده بوده‌اند. از نيمه اول قرن سيزدهم، رفته رفته، رنگ‌هاي نويافته، خاصه آن طلايي فاخر و سبزهاي خرم و سرخ‌هاي آتشين، دردستبافت‌هاي ظريف و ريزبافت كشكولي و ايگدر و… راه پيدا مي‌كنند.
بايد دانست كه رنگ قرمز تند سرخ‌فام (معروف به رنگ گلي) در هنر فرشبافي قشقايي يك رنگ اساسي است. اين قرمز سرخ‌فام، بيشتر در رنگ‌آميزي ترنج‌ها بكار مي‌رود و گاه نيز لچك‌ها و زمينه فرش را به اين رنگ در مي‌آورند، ليكن كاربرد آن در حاشيه كمياب است.
براي رنگ‌آميزي متن و زمينه قالي، گرامي‌ترين رنگ نزد قشقايي‌ها آبي فيروزه‌اي و پس از آن سبز و نيز رنگ سفيد است. نفيس‌ترين قاليچه‌ها، يكي از اين سه رنگ و كمتر از همه سبز را در متن خود دارد. پس از اينها، و البته بيش از همه رنگ سرمه‌اي است كه در دستبافت‌هاي ممتاز، بسيار ژرف و يكدست و صاف و زلال است.
ويژگي‌هاي طرح و نقشه نقش‌هاي متداول و رايج قالي قشقايي را، به دو گروه متمايز تقسيم مي‌كنيم: اول، طرح‌ها و نقش ونگاره‌هاي سنتي عشايري و دوم: طرح‌ها و نقش‌هاي منظم پيوسته كه رايج‌ترين نقش‌هاي ديگر اين گروه، نقش محرمات، ماهي در هم، بته‌اي، گياهي و افشان است. طرح ناظم، مخصوص كشكولي‌هاست و قاليچه ناظم غير كشكولي، ديده نشده است. نقش ماهي در هم را هم كشكولي‌ها فراوان به كار مي‌برند، اما تيره بولي، نقش ديگري جز اين به كار نمي‌برد و دست كم، از يكصد و پنجاه سال پش به اين طرف،‌ به اين نقش، وفادار مانده‌اند.
از نقش‌هاي خاص، بايد به وزير مخصوص اشاره كرد كه نسبتا جديد است و بيش از نزديك به نود سال ندارد و تا به امروز گهگاه، به دست زنان كشكولي بافته مي‌شود. همچنين است نقش‌هاي معروف به عكسي كه نمونه‌هاي آن در سنت قاليبافي قشقايي اندك است و منحصر به قاليچه‌هاي تخت جمشيدي و آدمكي مي‌باشد.
بارزترين نگاره‌هايي كه در قالي‌هاي قشقايي به چشم مي‌خورد، عبارتند از: نگاره‌هاي حاشيه شامل: شبكه، زنجيره، شطرنجي، چهارپر، مرغ، شاه پسند، شمه‌لا، آينه‌بند، ايلانك. نگاره‌هاي متن، مانند: شانه، نخل، خراساني، گل هشت‌پر، چليپا، گردونه خورشيد، ماهي، درنا، چرخ فلك، مرغ، ستاره، گل نيلوفر، بته قبادخاني، درخت و پرنده، آهو، طاووس، شير، شاه‌پرك، گل شش‌پر، گل ترمه، گل آفتابگردان، جام، شطرنج. نقش‌هاي معروف قالي قشقايي كه بر اساس نام طايفه بافنده نامگذاري شده‌اند، شامل: هيبت‌لو، عرب‌چرپانلو، كوهي، دوقزلو از طايفه شش‌بلوكي، بولي، آردكپان، صفي‌خاني، رحيم‌لو و ايگدر از طايفه عمله.

نگاهي به نگاهي به ابريشم‌بافي

 نگاهي به ابريشم‌بافي

نگاهي به ابريشم‌بافي
ابريشم به عنوان ظريفترين ، محکم‌ترين، پردوام‌ترين و پرجلاترين نخ جهان از سابقه‌اي به قدمت تمدن بشري برخوردار بوده است و از زمان اکتشاف تاکنون در بيشتر سرزمين‌هاي ابريشم پرور، اصلي‌ترين مورد مصرف آن بافت برخي از انواع قالي و قاليچه نيز از ابريشم استفاده کرده در کنار صادرات فرش‌هاي پشمي، فرش‌هاي ابريشمي ايران نيز با بهره‌گيري از ارزش‌هاي هنري فراوان، در ديگر کشورهاي جهان از جايگاه خاصي برخوردار بوده است.
با توجه به فرهنگ ديرينه نقاط مختلف کشور و سنت‌هاي مردم، بافت انواع پارچه، روسري، چادرشب و دستمال ابريشمي در مناطق مختلف کشور انجام مي‌گيرد.
توليدات ابريشمي آن شامل پارچه‌هاي لباس تمام ابريشم، روسري، شال گردن، چادرشب و نوار ابريشمي حاشيه لباس است.
پارچه‌هاي ابريشمي الوان با طرح‌هاي ساده ، راه راه و چهارخانه که توسط دستگاه بافت دستي با عرض تقريبي ۴۰-۳۰ سانتيمتر و به طول چله ۱۰۰ متر و يا بيشتر توليد مي‌شود غالباً در مناطق راميان ، مينودشت و ترکمن صحرا بافته مي‌شود که در طرح و نقش توليدات اين دو منطقه تفاوت‌هاي محسوسي مشاهده مي‌شود و ريشه در فرهنگ‌ها و سنت‌ها دارد.
« بنا به شواهد تاريخي ، کشف کرم ابريشم و پرورش آن براي نخستين بار در چين باستان اتفاق افتاد. اما بهرحال پس از حدود سه هزار سال پنهان کاري ، ديگر جوامع از شيوه پرورش و تهيه ابريشم اطلاع يافتند.
پرورش کرم ابريشم بتدريج در جوامع مختلف خصوصاً ژاپن و ايران گسترش يافت و يافته‌هاي حفاري مارليک و چراغعلي تپه گوياي رشد صنعت ريسندگي و بافندگي مردم روستانشين ايران در دوره ماقبل تاريخ است.
در محدوده فعلي استان گلستان (که در گذشته به نام گرگان بوده) ابريشم‌بافي و توليد آن داراي سابقه‌اي ديرينه است . با توجه به منابع تاريخي ، در دوره حمله مغولان و عهد صفويه ، گرگان يکي از مناطق مهم توليد ابريشم ايران بوده است. لازم بذکر است که پارچه‌هاي بافته شده در منطقه گرگان و دشت به سبک پارچه‌هاي ابريشمي چيني است.
مواد اوليه آن شامل الياف ابريشمي ، رنگ ، نخ‌هاي طلايي و نقره‌اي است. الياف ابريشمي ، چله و پود آن را تشکيل داده و نخ چله ۴ يا ۵ لا است و ابريشم جفت بافت بعنوان پود عمل مي‌کند. نخ‌هاي طلايي و نقره‌اي براي تزئين در پود استفاده مي‌شود.
يکي از ابزارهاي اصلي بافت ، دار يا دستگاه بافت است که شامل يک نورد چوبي مي‌شود و عملکرد آن در دستگاه محکم کردن نخ ابريشم و تابيدن پارچه به دور آن و رديف‌کردن نخ‌ها جهت بافندگي است. از ديگر بخش‌هاي دستگاه بافت ، نورد‌گردان ، پايه ، شانه ، قرقره و پدال است.
ساير ابزارها :‌ ماکو ، ماسوره کوچک و بزرگ ، گورد و چرخ ابريشم ريسي است.
قبل از بافت پارچه نخست بايد ابريشم تهيه کرد. بنابراين پس از پرورش کرم ابريشم ، پيله‌هاي بدست آمده را جهت تهيه ابريشم خام داخل پاتيل آب جوش ريخته و به کمک دو نفر با بهم زدن پيله و پيدا کردن سر تارها ، امر ابريشم‌کشي صورت مي‌پذيرد. پس از پاک کردن ابريشم ، آنرا تاب داده و نخ توليد مي‌شود. سپس سفيدگري توسط خاکستر انجام شده و آنگاه رنگرزي الياف صورت مي‌گيرد.
رايج‌ترين رنگ‌هاي مورد استفاده در ابريشم‌بافي رنگ‌هاي آبي ، قرمز ، سبز و مشکي است که در گذشته از رنگ‌هاي طبيعي چون روناس ، پوست گردو ، پوست انار و … استفاده مي‌شده که داراي ثبات بالايي بوده ولي امروزه از رنگ‌هاي شيميايي با دوام کم ، استفاده مي‌کنند.
جهت چله‌کشي در بافت پارچه‌هاي ابريشمي ، از روش چله‌دواني و بصورت ماسوره استفاده مي‌شود و هر ۸۰ تار يک چله به حساب مي‌آيد و براي بافت از ۱۰ چله استفاده مي‌کنند. تارها بايد از گورد و از بين دندانه‌هاي شانه عبور کنند.
پس از آماده شدن دار، بافنده بافت را با فشار پدال شروع کرده و موجبات بازشدن تارها از هم، و عبور پود ازآن فضا را فراهم مي‌سازد. آنگاه شانه را محکم برروي پودها مي‌کوبد. بهمين ترتيب با تکرار اين مرحله طرح خاصي که از قبل طراحي شده بافته مي‌شود.
لازم بذکر است در بافته‌هاي ترکمني و راميان اختلافاتي در زمينه طرح و رنگ وجود داشته است. بعنوان مثال در بافته‌هاي ترکمني بيشتر از طرح راه راه عمودي و حاشيه‌دار استفاده مي‌کنند اما در مناطق راميان و مينودشت اغلب از چهارخانه و حاشيه دار بهره مي‌گيرند.
امروزه در نقاط مختلف اين استان بويژه در راميان و مينودشت و بخشي از مناطق ترکمن‌نشين همچون روستاهاي نزديک کلاله ، بافت پارچه و ساير محصولات ابريشمي صورت مي‌پذيرد. بايندر ، پيش کمر ، قازان قيه ، شارلق ، دالي بوقاج و در ناحيه جرگلان و اکثريت روستاهاي آن از باقلق تا حصارچه رواج دارد.
علاوه بر مناطق مذکور در روستاهايي همچون النگ ، شاهکوه (چهارباغ) و سرکلاته (کردکوي) اين فعاليت به شکل محدودتري انجام مي‌شود.
توليدات ابريشمي شامل پارچه‌هاي لباس تمام ابريشم ، روسري ، شال گردن ، چادرشب ، نوار ابريشمي حاشيه لباس ، دستمال ، حوله ، سفره و … است. البته با رواج پارچه‌هاي مصنوعي ارزان قيمت کاربرد ابريشم بعنوان پوشاک از بين رفته و تنها در مراسم عروسي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اما در مناطق ترکمن‌نشين بدليل اهميت به حفظ سنت‌ها همچنان مصارفي اين چنيني حفظ گشته و بدين منظور توليد مي‌شود. »
نوغانداران راميان و مينودشت با استفاده از تکنولوژي بسيار ساده به بافت‌هاي پارچه‌هاي ابريشمي به منظور تهيه لباس زنانه ، چادرشب، روسري و دستمال مي‌پردازند. طي دهه‌هاي گذشته با رواج پارچه‌هاي مصنوعي ارزان قيمت و گران‌قيمت بودن لباس‌هاي ابريشمي براي زنان تنها به عنوان يک زينت سنتي و ارزشمند تنها در مراسم عروسي استفاده مي‌شود و کارگاه‌هاي ابريشم‌بافي روستايي تنها به بافت چادرشب و دستمال ابريشمي مشغول هستند.
هم اکنون نخستين موزه اين شهرستان در بناي قديمي شهرداري که مربوط به دوره پهلوي است، پس از مرمت . بازسازي و تجهيز راه‌اندازي شده و آثارعظيم تاريخي و طبيعي و مردمي با فرهنگ کهن از محوطه‌هاي تاريخي تپه بازگير، دشت حلقه و هنرهاي‌سنتي و صنايع‌دستي متنوع به ويژه ابريشم بافي که بومي اين منطقه است، به نمايش درآمده است

 

نگاهی به تاریخچه فرش لری

نگاهی به تاریخچه فرش لری

نگاهی به تاریخچه فرش لری
لرستان نام استانی است در بخش غربی ایران با وسعت ۲۸۰۶۴ کیلومتر مربع معادل ۷/۱ درصد از کل مساحت کشور که به نام ساکنین آن یعنی طوایف مختلف لر نامیده شده است. این منطقه بواسطه مراتع فراوان از دیرباز مورد توجه دامداران بوده و شواهد تاریخی حاکی از گسترش و رونق شغل دامپروری در این منطقه دارد. بطوریکه امروزه نیز عشایر مختلفی در این منطقه از طریق دامپروری که شغل اصلی آنها محسوب می شود امرار معاش می کنند.
پرورش دام برای عشایر منافع چند گانه ای دارد که علاوه بر تأمین هزینه های زندگی از گوشت، شیر، پشم، مو و … آنها نیز استفاده می کنند برای مثال سیاه چادرهای آنها از موی بز تابیده شده بافته می شوند که در واقع نوعی بافت بدون گره است. از شواهد تاریخی چنین بر می آید که در این خطه پشم گوسفند، موی بز و پنبه مواد خام بافندگی بوده است. اما به نظر می رسد به دلیل آنکه به ندرت پنبه در این منطقه کشت می شده آن را از مناطق دیگری تهیه می کردند. با وجود آنکه به نظر می رسد سابقه بافت زیر اندازهای گوناگون از قرن ها پیش در میان عشایر رواج داشته ، اما اطلاعات ما در این زمینه بسیار اندک است. بطوریکه برخی منابع سابقه قالی بافی را در میان عشایر لر بیشتر از یکصد و پنجاه سال نمی دانند. برخی از اقلیت های لر به نواحی دیگر مهاجرت کرده اند، مثل حیات داوودی ها که در جنوب فارس و نزدیک خلیج فارس زندگی می کنند و بافندگان خوب قالی و گبه هستند.
سنت های موجود در بین لرها، یادآور تاریخ بافته های ایشان است، مثلاً آنان ابزار کوچک چوبی (سک) را برای بافت فرش به کار می برند که در واقع مادر ابزاری فلزی در عهد مفرغ و متعلق به دوره ای است که همه ابزارها چوبی بود، یعنی پیش از کشف فلز. حتی اکنون در برخی از سرزمین های اصلی لرها، پیشاب گاو را به عنوان دندانه به کار می برند که معروفترین جای آن روستای زرامین نزدیک روستای مشهور اشوند در شمال نهاوند است. این ها شواهد کهنه گی بافته های لری است و می تواند به شناختن سنت های کهن و مستقل ایشان در زمینه فنون، مواد اولیه، ابزارها و حتی طرح ها کمک کند.
از سوی دیگر بایستی در نظر داشت هنگامی که از بافته های لری سخن به میان می آید منظور تنها جغرافیای امروزی لرستان نیست چرا که بسیاری از تیره های گوناگون این قوم در مناطق مختلف از جمله چهارمحال و بختیاری، بخشی از استان فارس، بخشی از ایلام، بخشی از همدان و خوزستان و همچنین استان کهکیلویه و بویراحمد را در بر می گیرد.
بدین ترتیب می توان چهار گروه لر در ایران را شناسایی کرد که همه آنها قالی عشایری می بافته اند:
لرهائی که در بختیاری و چهار محال زندگی می کنند و در قالی بافی معروفند. آنها قالی، گلیم و انواع دیگری از بافته های عشایری را تولید می کرده اند که وریس (مالبند) معروفترین آنها است.
مردمی که در لرستان و ایلام زندگی می کنند و قالی، گلیم وجاجیم و غیره می بافتند، اما اکنون تنها در بخش شمالی آن، اطراف بروجرد، الشتر و روستاهای شمال آنها قالی می بافند. با توجه به اینکه آنها همسایه نهاوند، ملایر و سرابند هستند، قالی آنان به هم شبیه است. در قسمت جنوبی لرستان نیز تنها نوعی جاجیم تولید می شود که باشته نام دارد. ایلام اکنون قالی قم می بافد.
جمعیت سرزمینی که کهکیلویه و بویر احمد نامیده می شود و بیش از همه گبه و همچنین انواع دیگر فرش می بافته اند، اما کنون تنها به بافت گبه می پردازند.
مردمی که در غرب فارس و همسایگی بویراحمد زندگی می کنند، قالی، گبه، گلیم وریس و انواع دیگر می بافته اند که اکنون با قشقایی ها و مردم بومی منطقه در آمیخته اند.
بنابراین فرش لری مفهوم عام دارد که به طور عمده در غرب و مرکز ایران تولید می شده و با تحولات جدید جمعیتی و روال زندگی بخشی متحول و بخشی متروک شده است. همین امر به پیچیدگی وضع بافته های لری کمک کرده است به طوری که بخشی از فرهنگ فرش لری را باید در میان عشایر همسایه و از جمله قشقائی ها یافت.
از سوی دیگر بسیاری از فرش های ایرانی در منابع علمی موجود به عشایر زاگرس مرکزی منسوب و لری نامیده شده اند و به وضوح، بسیاری از آنها را بافته های بختیاری شناخته اند. بخش کوچکی هم به لرهای فارس نسبت داده شده است.
از بافته های قدیمی اقوام در قرون گذشته آثار چندانی در دست نیست اما آنچه مسلم است در حدود جنگ دوم جهانی؛ همه مناطق لرنشین بافنده نبوده اند و برخی نیز بافته های بسیار محدودی داشته اند، مثلاً تیره بهمئی ازلرهای بویر احمدی صرفاً سیاه چادر، پلاس و بند (طناب) می بافته است. از سیاه چادر و بند برای برپا داشتن چادر استفاده می کرده و از پلاس هم برای فرش و هم برای ساختن خورجین، تاچه، گاله و امثال آن. متقابلاً عده ای از لرها مثل لرهای غرب فارس، شمال لرستان و جنوب شرق استان همدان (ملایر تا نهاوند) نه تنها قالی های خوب، بلکه انواع دیگری از بافته ها، مثل گلیم، گلیم دو پود (سوماخ)، گبه، و ریس و پلاس هم داشته اند که بخش عمده آن متروک شده است.
از میان بافته های لری، قالی، گبه، گلیم چاکدار، گلیم بی چاک (رند)، گلیم بند، و ریس ، سوماخ (گلیم دو پود) شش درمه، جاجیم و پلاس معروفتر است و از همین بافته ها بوده است که انواع خورجین، خور نمکدان، تاچه، گاله و امثال آن را درست می کرده اند.
نکته دیگری که باید به آن توجه کرد، از بین رفتن عده ای از بافته های لری در اثر فعالیت شرکت های خارجی است. عده ای از شرکت های خارجی در سرزمین های لرنشین (ملایر، بروجرد، سرابند یا مالمیر، چهار محال و بختیاری ) فعالیت داشته و از آنجا که به طور عمده به قالی علاقه داشته و عمده نیروی کار منطقه را متوجه قالی بافی کرده اند، باعث فراموش شدن انواع دیگر فرش ها از جمله گلیم، شش درمه، سوماخ (گلیم دوپود) و دیگر بافته ها می شده اند که در خود ایل هم کم مصرف بوده و به ندرت بافته می شده است.

ساختار
قالی های دست بافت لری نه تنها در مرکز استان لرستان بلکه در بازارهای مناطق همجوار همچون همدان، اراک، اصفهان و کرمانشاه نیز عرضه می شود. این قالی ها با وجود طرح های ساده و بی بدیل زمخت تر و ابتدائی تر از طرح های قالی های دیگر مناطق هستند برای مثال طرح های کردی و لری با وجود شباهت های فراوان از نظر کیفیت با هم متفاوتند، در مناطق عشایری با وجود تولیدات اندک نمی توان ظرافت فرشهای شهری باف را در آنها مشاهده کرد. ولی در عوض با طرحهای ساده و اکثراً زیبایی که غالباً درسبک های هندسی و شاخه شکسته مجسم می شوند طرفداران پر و پا قرصی در میان معماران و دکوراتیوهای اروپائی برای خود پیدا کرده اند
. از سوی دیگر روشهای بافت و طرحهای قالی در میان تیره های متعدد اقوام لر در کلیه این مناطق کم و بیش یکسان بوده و فرش های آنها اغلب با کاربرد رنگهای طبیعی و به صورت ضخیم بافته می شوند. بافت قالیچه های مخصوصی بنام گبه از ویژگیهای قالی بافی این ایلات است. لرها اکثراً در اندازه های کوچک می بافند که البته در بعضی مناطق نمونه هایی با ابعاد بزرگتر نیز دیده می شود. به عنوان مثال در میان لرهای ساکن نصرآباد اصفهان می توان به اندازه هایی اشاره کرد که در ابعاد پرده ای بافته می شوند. تار و پود فرش های لری از مخلوط پشمهای گوسفند و بز و گره فرش ها نیز با توجه به سنتهای بافندگی تیره های مختلف از نوع فارسی و گاهی ترکی می باشد.
از سوی دیگر بایستی توجه کرد که بافندگان لر براساس سنتهای محلی بمانند برخی از بافندگان مناطق غربی و شمال غربی ایران ریشه فرش های خود را در قسمت پائینی فرش به صورت بسته و متصل بهم در می آورند و بعضاً نیز لبه های فرش های خود را با سلیقه های ایلیاتی خود منگوله دار می نمایند که خالی از لطف و زیبائی نیست.
تجزیه و تحلیل برخی از یافته های لری اصالت و وسعت بافت گونه هائی در فرش را در بین آنها تأیید می کند، مثلاً تصور این که بافته مستقلی به نام گبه در میان لرها وجود داشت که به صورت قالیچه (سه تا پنج متر مربع) تولید می شده و مصرف خارجی هم داشته است، درست نیست، زیرا مثلا بخش هائی از خورجین های لری که قاعدتاً باید به شکل قالی بافته می شد. گاه به همان شکل گبه بافته شده است. وجود چنین نمونه هائی نشانه آن است که گبه بیش از آن کالای خاص باشد، بافت ویژه ای است و کاربرد محدود و معینی هم نداشته است.
این واقعیت می تواند به روشن شدن جنبه خاصی از بافته های لری و فنون بافت آنان کمک کند و در عین حال نشان دهد که فرض های نادرست پیشین از هر لحاظ می تواند به گمراه کردن محقق بینجامد .
فرشهای بافته شده در این مناطق معمولاً تخت بافت بوده که با دار افقی بافته می شوند. بافته ها در این استان محدود به فرش و سیاه چادر نمی باشد، بلکه ریسمان، فلاخن (از موی بز)، دام (تله)، نوار تزئین چادر ، خورجین و … از دیگر دستبافته ها هستند که اکثراً برای زندگی روزمره و به ندرت برای تزئین به کار برده می شون

طرحهای رایج
طرحهای لری از تنوع زیادی برخوردارند که بافنده ها آنها را با کمک ذهن خلاق خود می آفریدند و با رنگهای متنوع و مناسبی که انتخاب می کردند، دنیایی از زیبایی را خلق می کردند.
خطوط مستقیم نقشهای هندسی بمدد پرزهای بلند حالتی منحنی را بخود می گیرند. و با درهم شدن طرح علیرغم رنگهای درخشان قالی حالتی شور رفته را بخود می گیرد

رنگبندی
به طور خلاصه می توان گفت که پشم ها در مناطق ذکر شده بیشتر به رنگ هایی مانند قرمز روناسی، آبی نیلی، سرمه ای، بژ، سفید نخودی، زرد ارغوانی و سبز دیده می شوند

رنگرزی
اطلاعات ما در مورد شیوه رنگرزی در لرستان ناچیز است، اما فیلبرگ (۱۹۵۲)می نویسد، در آغاز تابستان نخهای پشمی را در دوغ می خواباندند تا برای رنگرزی آماده شود. لرها از برگ درختان، اوره و نیل (نیل را از درختچه نیل که رنگ آبی می دهد، می گرفتند) به عنوان مواد رنگی استفاده می کردند. در قالیها و بافته های لرستان که به دانمارک برده شده اند، در بسیاری از سایه ها رنگهای قرمز و آبی و زرد به کار رفته است. این رنگها را از منابعی چون قرمز دانه برای رنگ قرمز و روناس که رنگ قرمز زنگ نما از آن به دست می آمد، کلاله بته زعفران یا پوست انار، برای رنگ زعفرانی یا زرد و از میوه های انگور یا توت ایرانی رنگ سبز می ساختند. در این راستا، رنگ سبز درخشان و بسیار زیبا و جذابی بخصوص در قالیهای بافت نیمه اول سده بیستم لرستان، جلب توجه می کند که احتمال می رود این رنگ را از دو بار رنگ کردن یا خواباندن مجدد نخ زرد در نیل به دست آورده باشند. در گذشته رنگرزی به صورت کاملاً گیاهی و طبیعی بوده و از رواج و رونق هم برخوردار بوده است

ابعاد
عشایر لر به تبعیت از رسوم و سنتهای ایلی و رفع احتیاجات روزمره و یا سردرگمی به بافت قالیچه های گره دار بسیار کوچک و رو اسبی و خورجین و کیسه نمکی و غیره علاقه وافری نشان می دهند. آنها به گلیم بافی نیز اهمیت فراوانی می دهند. گلیم های آنها چه از نظر شکل و اندازه و چه از نظر روشهای بافندگی مشابهت زیادی با بافتهای ایل قشقائی دارند. معمولاً اندازه قالیچه ها به ندرت از ۵/۱۲۰/۲ متر تجاوز می کند

توزیع جغرافیائی
بایستی متذکر شد که جمعیت یا قومی که در ایران لر نامیده می شود، اساساً در منطقه جغرافیایی ویژه ای زندگی می کرده و به علل سیاسی و اجتماعی اندک اندک ساکن و آنگاه به سرزمین های دیگری مهاجرت کرده است.
از این جمعیت به جز آن دسته که به ورامین مهاجرت داده شده اند، بقیه در نواحی جدید، بافندگی اصیل خود را فراموش کردند یا با بافت محل جدید تطبیق دادند. حتی این امر در ورامین نیز صورت گرفته است، طوریکه بافته های لری ورامین را نمی توان بافته اصیل لری انگاشت.
گذشته از این مجاورت با اقوام و فرهنگهای دیگر، در بافته های لری اثر گذاشته و در برخی موارد همچون جنوب همدان و اراک آنها را به گونه هائی دیگر تبدیل کرده است.
شمالی ترین منطقه ای که دارای جمعیت لر بافنده است، ملایر می باشد. می دانیم که ملایر خاستگاه یک ایل مهم لر (ایل زند) و یکی از روستاهای آن (پری) زادگاه کریم خان زند پایه گذار سلسله زندیه بوده است و هنوز هم عده زیادی از زندها یا زندیها در ملایر و اطراف آن زندگی می کنند.
هر گاه بخواهیم بصورت خاص قالی بافی لرستان را مورد بررسی قرار دهیم می بایستی از دو مرکز عمده و با اهمیت یاد کنیم

خرم آباد:
خرم آباد مرکز استان لرستان واقع در سر راه تهران به اهواز یک مرکز مهم برای
داد و ستد بافته های ایلات مستقر در این منطقه است. از مشخصات ویژه فرش های خرم آباد بافت ضخیم و پشمالو و رنگهای تیره آنها درمایه های آبی، قهوه ائی، قرمز، ارغوانی و خاکستری است.
بافندگان لرستان در بافت فرش های خود به طرح بته ای سر تا سری تمایل زیادی نشان می دهند. دراین طرح متن فرش با ردیفهای بته دو سویه (نوک بته ها در هر ردیف در جهت مخالف قبلی نشانه گرفته اند.) تزئین شده است. حاشیه این فرش ها متفاوت بوده و با نقش بته های پشت سر هم و یا تیغه های اره مانند که متناوباً یکی به رنگ قرمز و دیگری به رنگ آبی است تزئین شده اند.
برخی دیگر از فرش های خرم آباد به صورت موزائیکی طراحی شده اند بدین گونه که متن فرش با اشکال شش ضلعی تقسیم شده اند و در داخل هر کدام ازاین خانه های هندسی به تناوب نقشی از درختان بید و خوشه های انگور و کله گوسفند عناصر مورد علاقه آنها بافته شده است.
تنه درختی با نقشی تلفیقی از شکل درخت سرو و بید مجنون، متن برخی از گبه های
خرم آبادی را بدو قسمت مساوی تقسیم می کند. حاشیه ها اغلب بسیار باریک و با متابعت از زمینه ساده و بی تکلف این دست بافتهای ایلیاتی با عناصر و اشکالی بسیار ابتدائی تزئین شده اند.
در فرش های ترنجدار این شهر ترنج و یا ترنجهای میانی به صورتی کم و بیش غیر متعارف و با سر ترنجهای بزرگ و چند طبقه طراحی شده اند. در چهار گوشه زمینه این فرش ها و در مجاورت لچکها گاهی نقش خوشه های انگور را وارد می کنند

بروجرد:
بروجرد نیز یکی از مراکز عمده و فعال معاملات فرش های دست باف ایلات لر و همچنین فرش های همدان است. قالی بافی در این شهر سابقه ای نسبتاً طولانی دارد. در قرن گذشته علاوه بر کارگاههای بافندگی فعال این منطقه واحدهای تهیه رنگهای طبیعی نیز در بروجرد فعالیت می نمودند که در آنها روناس، اسپرک، پوست و گل انار و سایر مواد رنگدار طبیعی را به صورت پودر در میآوردند و ضمن تأمین مصرف داخلی مقداری را نیز به کشورهای اروپایی صادر می کردند کاربرد رنگهای متعدد در فرشهای بروجرد بسیار محدود است و همان تعداد محدود نیز اغلب با یکدیگر حالت تضاد و یا به عبارت مصطلح تر درکنتراست کامل هستند.
فرشهای بروجرد در سبکهای گلدار منحنی و شاخه شکسته و با استفاده از موتیفها و نقوش شاه عباسی و هراتی و بته ای بافته شده و اغلب با بافت ضخیم با پودهای تیره رنگ و پرزهای بلند در رنگهای قرمز و آبی تیره و بالاخره دراندازه های ذرع و نیم و دو ذرعی و کناره های معمولی به بازار عرضه می شود.
همانطور که در بالا اشاره شد یکی از طرحهای متداول در قالیبافی بروجرد طرح بته ای سرتاسری است در مقایسه با سایر طرحهای بته ای رایج در لرستان این اختلاف در آن بچشم می خورد که اندازه بته ها در این طرح بسیار بزرگ می باشد بگونه ای که تمامی زمینه یک دو ذرعی حدوداً با ۱۶ تا ۱۸ نقش بته پوشانده می شود.
اندازه های مورد علاقه بافندگان بروجرد ذرع و نیم و دو ذرعی است

وضعیت فعلی
با تمام توصیفی که از فرش لری ارائه شد، امروزه فرشهایی که در لرستان بافته می شود، از نوع فرشهای رایج در سراسر کشور است. اکثراً نقشه، مواد و ابزار آن از شهرستانهای همجوار به خصوص اراک، اصفهان و کاشان تهیه می شود. اما در مناطق خاصی از استان، یعنی اطراف بروجرد و الشتر و بعضی روستاهای شمال لرستان، گاهی فرشهای بومی بافته می شود، اما تعداد آنها بسیار کم و حتی انگشت شمار است.

نگاهي به تاريخچه فرش اصفهان

نگاهي به تاريخچه فرش اصفهان

اصفهان در دوره صفويه يكي از مراكز با اهميت قالي بافي ايران بوده است. در آن زمان در اين شهر تعدادي كارگاه قالي بافي سلطنتي شروع به كار نمودند كه در آن ها براي سلاطين صفويه قالي بافي مي شد. بعد از انقراض اين سلسله به وسيله افاغنه به علت ناآرامي هاي موجود در ايران تعدادي از هنرمندان و از جمله قالي بافان از حرفه هاي خود دست كشيدند. در نتيجه هنر قالي بافي در آن رو به ركود رفت.
دكتر تقي بهرامي در مجموعه فرهنگ روستائي ك در سال ۱۳۱۶ هجري شمسي به طبع رسانيده سابقه و وضعيت قالي بافي اصفهان را اين گونه توصيف مي نمايد:
« قالي بافي اصفهان درزمان صفويه اهميت فوق العاده داشته و مخصوصاً بازار قالي هاي ابريشمي رواج داشته و اهالي به بافتن آن ها همت گماشته قالي هاي نفيسي از خود به يادگار گذاشته اند. امروزه اغلب قالي هاي گرانبهاي قديمي ايران كه در موزه هاي لندن و پاريس و سايرنقاط اروپا و امريكا ديده مي شود قالي هاي بافت اصفهان است… در دوره صفويه تمام اطاق ها و تالارهاي اصفهان مانند هفت دست، آئينه خانه، نمكدان، چهل ستون و غرفات مسجد شاه از قالي هاي ابريشمي مفروش بوده و امروزه هر تكه آن در يكي از نقاط اروپا و امريكا نزد ثروتمندان و موزه داران است. اين قالي ها با بهترين و ثابت ترين رنگ هاي طبيعي رنگ آميزي و از روي بهترين نقشه هاي استان آن زمان بافته شده است. پس از انقراض صفويه به تدريج اين صنعت و ساير صنايع از اهميت افتاد و در صد سال اخير به كلي رو به نيستي گذاشت و قالي بافي تقريباً فراموش گشت چنان كه در اواخر زمان ناصرالدين شاه قاجار به هيچ وجه كارخانه قالي بافي در اصفهان وجود نداشت و فقط دستگاه هاي مختصري دربعضي دهات يافت مي شد تا آن كه ظل السلطان (فرزند ناصرالدين شاه و حكمران اصفهان و ايالات جنوبي ايران) زني از كردستان گرفته و به اصفهان آورد و آن زن چون قالي بافي مي دانست شاهزاده مايل شد چند دستگاه قالي برايش تهيه نمايدبراي اين كار استاد عبدالرحيم را كه از اين فن سررشته داشت استخدام نمود استاد مزبور چند دستگاه براي حكمران بر پا كرد ولي وقوع پاره اي پيش آمدهاي ناگوار در منزل حكمران سبب شد كه برپا داشتن قالي را در محل مخصوصي قرار داده و كارش را ادامه داد تا آن كه ظل السلطان خبردار شده روزي به كارخانه قالي رفت. قالي ها نزديك به اتمام بود. امر دادكه بالاي قالي ها عبارت كارخانه ظل السلطان بافته شود و بدين طرز رفتار شد. چند عدد از اين قالي ها به روسيه حمل شد و جلب نظر دربار روسيه را نمود و حضوراستاد قالي ها را براي بافت دو قالي در نمايشگاه آن كشور را خاستار شدند. حكمران استاد عبدالرحيم را براي روس ها استخدام نموده و با مأمور مخصوص سفارت به روسيه فرستاد. پس از جزئي مدتي دستگاه ها به نمايشگاه پاريس انتقال داده شد و استاد مزبور در آن شهر مي زيست تا نمايشگاه خاتمه يافت. سپس به ايران برگشت و به كارهاي خويش ادامه داد. در اين موقع ميرزاابوالقاسم نقاش و پسرش ميرزا علي نقاش نيز شروع به كار نموده و سهم خود خدماتي در احياء قالي بافي اصفهان نمودند…» با وجود تحر اندكي كه در قالي بافي اصفهان با شرح بالا پيش آمده بود معهذا در دروه هاي پايان عمر قاجاربه قالي بافي هنوز رواج چنداني در اين شهر نداشت چنان كه تعداد دستگاه هاي قالي بافي در آن زمان رقمي در حدود دويست عدد بود ولي بعدها با پيش رفت اين حرفه در اصفهان و توابع آن تعداد اي دستگاه ها به ۲۵۰۰ در سال ۱۳۱۵ و ۶۰۰۰ دستگاه در سال ۱۳۲۸ بالغ گرديد. دارهاي قالي بافي اين شهر و توابع آن برابرآمار سال هاي اخير به رقمي در حدود ۱۳۰۰۰ دستگاه رسيده است.
به هنگام جنگ جهاني دوم به صنعت و تجارت فرش اصفهان تا حدودي لطمه وارد آمد. و در اثر فقدان بازارهاي جهاني تجارت اين كالا محدود شد و از طرفي تعدادي از سوداگران و بافنده هاي سودجو نيز با گران شدن مواد اوليه قالي مانند پشم و رنگ در كار خود تقلب هائي كردند كه در نتيجه به تجارت و شهرت فرش اصفهان كه روزگاري سرآمد قالي هاي اين منطقه بهبود يافته و تعدادي از كارگاه هاي بافندگي شهرت و معروفيت سابق فرش هاي اصفهان را با ارائه قالي هاي مرغوب و بسيار ظريف دوباره بدان يناز گردانيده اند.
اصفهان در گذشته از مراكز مهم كشت گياهان رنگ دار به ويژه روناس بوده در كوهستان و دشت هاي اطراف آن گياهان حاوي مواد رنگ دار به طور خودرو روديده مي شوند به اين دليل مصرف رنگ هاي طبيعي در مراكز رنگرزي آن، در ايام پيشين به ميزان زياد معمول بوده است ولي امروزه رنگ هاي شيميائي مصنوعي به ويژه رنگ هاي تركيبي كُرُومي براي رنگرزي الياف قالي هاي آن در مقياسي وسيع بكار برده مي شوند. تعداد رنگ هاي به كار رفته در فرش هاي اصفهان به نسبت زياد است و كمتر اتفاق مي افتد كه در آن ها كمتر از ۱۴ رنگ به كار رود. طراح ها و قالي باف هاي اصفهاني اغلب رنگ هاي دلخواه خود را در زمينه هاي فيروزه اي، سرمه اي، قرمز ، سفيد نخودي انتخاب مي كنند.
پشم هاي مورد مصرف درقالي بافي اصفهان بيشتر از استان هاي كرمان و كرمانشاهان و منابع خارجي مانند استراليا تأمين مي شود.
در اصفهان مانند ساير نقاط بافنگي فارس زبان (كاشان، كرمان، نائين، قم،‌ يزد و نواحي شرقي خراسان) عمل گره زني را با دست و بدون استفاده از قلاب بر روي چله هائي كه تا حدودي شل بوده و مانند چله هاي تركي تحت فشار كششي شديد نيستند انجام مي دهند. اين طريق گره زني علاوه بر دشواري كار موجب بروز ضايعاتي بر روي دست و بدن كارگر بافنده مي شود. روشي است كه در آن امكان زدن گره هاي تقلبي و از آن بدتر بي گره بافي بسيار زيادتر از طريق ترك بافت است. بافنده هاي اصفهاني مانند ساير بافنده هاي فارس بافت عمل پود زدن را به مدد يك آلت چوبي به نام « كوجي» به سهولت انجام داده ولي در عوض كوبيدن گره ها را بر روي چله ها توسط شانه هاي سنگين وزن تا حدودي به سختي انجام مي دهند.
در اصفهان قالي و قاليچه هاي در اندازه هاي ذرع و چارك، ذرع و نيم، دو ذرعي، پرده اي و فرش هاي شش متري و بزرگ تر بافته مي شود بافنده اصفهاني هيچ گاه رغبتي به بافت كناره و كَلّگِي از خود نشان نمي دهد. فرش هاي ظريف بافت و گل ابريشم اصفهان با طرح هاي فوق العاده زيباي آن همواره از شهرت بسيار زيادي دربازارهاي جهان برخوردار بوده اند. فرش هاي گل ابريشم آن بيشتر بر روي چله هاي ابريشمي بافته مي شوند. ريشه اين قاليچه ها بنابر سليقه خاص بافنده اصفهاني بيشتر بلند و گاهي تا ۱۵ سانتي متر نيز مي رسد. اصفهان از معدود مراكز فرش بافي ايران است كه بافت فرش هاي دايره اي شكل نيز در آن صورت مي گيرد از شهر رقيبآن در اين مورد مي توان تبريز را نام برد.
در گذشته و حتي امروز طراحان اصفهاني به ميزان زيادي تحت تأثير نقوش كاشي كاري ها و بناهاي تاريخي اين شهر مانند عمارت چهل ستون- مدرسه چهار باغ- مسجد شيخ لطف الله و غيره بوده و طرح هاي خود را با نگاره هاي زيباي منقش به اين ابنيه تزئين نموده اند. طرح هائي كه در فرش هاي اصفهان بيشتر به چشم مي خورند عبارتند از: شاه عباسي، لچك و ترنج، درختي حيواندار، اسليمي لچك و ترنج، شاه عباسي افشان و هندسي لچك و ترنج طرح هاي صورت و منظره. با يادآوري نام برخي از تك بافان و مؤسسات معروف چون صيرفيان، صراف، احمد، اكبر اوف، ميرجلالي، حكمت نژاد، گلياف، داوري، حقيقي، مأموري، صدقياني، مير جمالي، مهدئي ئي، قدير زاده،‌فدائي، معيني، انتشاري، غفاري، نائل، يزداني، زرنگار، نصري، قناعت، بهادري، توكلي، منصوري،‌ ملكي، حاج جمشيدي،‌كامخواه، وحيدي، داورپور،‌ دُري ، شاه حسيني،‌عمادي، مدرس،‌اميني، هرندي زاده و انصاري، پور حكيم كه در گذشته و حال به فرش اصفهان شهرت و معروفيت بخشيده اند.

بررسی وضعیت کنونی قالیبافی روستای درخش بر پایه ی روش های مردم شناسی

بررسی وضعیت کنونی قالیبافی روستای درخش بر پایه ی روش های مردم شناسی

چکیده :
قالی و قالیبافی عبارات نام آشنای فرهنگ و هنر ایرانی است که از دوران باستان تا حال حاضر همواره موجودیت بی بدیل خود را در تاریخ هنر این سرزمین حفظ کرده است . اما از آنجا که این هنر ارزشمند و ماندگار به مرور زمان از جنبه های مختلفی نظیر کیفیت بافت و مواد اولیه و حفظ اصالت نقوش هر ناحیه از کشور و غیره دچار صدمات انکار ناپذیری شده است . اهمیت حضور پژوهشگران و محققان درعرصه حفظ و احیای این هنر اصیل بدیهی به نظر می رسد .
در این مقاله سعی شده است قالیبافی منطقه ی کوچکی از ایران زمین و یکی از روستاهای شهرستان بیرجند در استان خراسان جنوبی با نام ((درخش )) از منظر مردم شناسی به تفکیک و وضعیت کنونی فرشبافی و نیز خصوصیات بومی و اصیل آن از قبیل نقوش – اصطلاحات گویش ها و روش های محلی بافت بررسی شود . متاسفانه منابع اطلاعاتی و آماری دقیقی از قالیبافی این منطقه وجود ندارد . مطالب این مقاله نتیجه ی بازدید و پژوهش شخصی از راه مشاهده – مصاحبه و پرسش از اهالی روستا می باشد .
این مقاله از تحقیق و پژوهش به همین نام استخراج شده است .

نگاهی به قالیبافی بیرجند :
یکی از هنرهای دستی استان خراسان جنوبی با مرکزیت بیرجند قالیبافی است . در این زمینه اولین منطقه ای که در شهرستان بیرجند مورد توجه قرار می گیرد روستای درخش است . از قالی های قدیم بیرجند تعداد زیادی به یادگار مانده که برخی از آنها در موزه فرش ایران و برخی از آنها در مجموعه آستان قدس رضوی نگهداری می شود .
اکثر این قالیها بافت روستای درخش می باشند . شواهد تاریخی نشان می دهد که نخستین فعالیت های این استان از روستای درخش و مود آغاز شده و به مرور زمان درمیان سایر روستاهای بیرجند گسترش یافته است . امروزه فرش بیرجند را در بازار های جهانی به نام فرش ((مود )) می شناسند .در شهرستان بیرجند در حال حاضر هزار دار قالی وجود دارد . و تنها در شهر بیرجند ۲۰۰ باب فروشگاه خامه فروش ۶۰-۵۰ کارگاه رنگرزی و ۴۰-۳۰ واحد پرداخت زن و دیگر صنایع وابسته به فرش دایر است .
( راهنمای اقتصادی استان خراسان جنوبی )

طرح و نقش قالیهای بیرجند :
انواع مختلفی از طرح های هندسی و غیر هندسی منظم را می توان در میان قالی های بیرجند مشاهده نمود .
نقوش هندسی قالیچه های بیرجند در قالیهای عشایری آن جلوه کرده است . نقوش هندسی این قالیچه ها ابتدا بصورت مجرد و انتزاعی بوده است و به تدریج به طبیعت نزدیک تر شده است . از طرح های رایج در این قالی ها (( طرح هراتی )) است که در روستای درخش فراوان بافته می شود.

ین طرح شکسته هم چنان اصالت اولیه خود را حفظ نموده است از دیگر نقوش رایج در قالیبافی بیرجندمی توان طرح ریزه ماهی ساده – ریزه ماهی ترنج دار – ریزه ماهی پنج متن – طرح ربع سعدی را نام بردیکی دیگر از انواع طرح های شکسته ، نقشه درختی است . که بعد از طرح هداتی از سابقه ی دیرینی در منطقه برخوردار است .
این نقشه با الهام از طبیعت طراحی شده است و در روستای درخش و مود بیشتر از نقاط دیگر یافت می شود
علاوه بر این طرح ها نقشه ی محرمات در این منطقه بافته می شود . و نیز طرحی به نام ۳۲۲ گل که علت نامگذاری آن وجود ۳۲ گل دور تا دور ترنج مرکزی قالیست

روستای درخش :
روستای درخش در ۶۵ کیلومتری شهر بیرجند در استان خراسان جنوبی در منطقه ی کوهستانی بین دشت ((شیرکاب )) و ((رزگ )) در دره ای خوش آب و هوا واقع شده است . ((درخش )) در لغت به معنای روشنایی ، فروغ و درخشندگی است . و نیز نام آتشکده ای در (( ارمنیه )) و نام دهی درولایت قهستان است . که تاریخ آن به قبل ازاسلام بر می گردد .
امروزه روستای درخش و روستای ((سرآسیاب )) که در نزدیکی همدیگر هستند به عنوان بخش ((قهستان )) شناخته می شوند . در قدیم روستاهای هم جوار در این منطقه در کل ، ولایت قهستان را بوجود می آوردند
ژنرال ((سایکس )) در کتاب (( ۱۰ هزار مایل در ایران )) نوشته است(( زرتشتیان در ابتدای مهاجرت به قهستان آمدند
آنها پس از یک قرن اقامت در این منطقه به جزیره هرمز مهاجرت کردند .)) افزون بر دو قرن ، اسماعیلیان بر زمین قهستان حکومت کردند . که قلعه ها و استحکامات موجود در مناطق کوهستانی و سوق الجیشی حکایت از این امر دارد . به لحاظ سیاسی و حکومتی ، تاریخ درخش از دوران باستانی تا دوره صفویه و قاجار از فراز و نشیب های بسیاری برخوردار بوده است .
با توجه به اینکه مردم بیرجند تا چند دهه پیش با فقر دست به گریبان بوده اند و روستائیان نیز جز کشاورزی آن هم کشت و زرعی که امید چندانی به آن نمی توانستند ببندند درآمد دیگری نداشتند لذا سعی می کردند به کمک ابزار ابتدایی و کارگاههای خانگی بخشی از نیازهای خود را تامین کنند لذا از دیر باز ریسندگی- گیوه دوزی- سبد بافی- بافت زیلوو جاجیم و بخصوص قالیبافی در این ناحیه رایج گردید . در دهه های اخیر به موازات افزایش روابط پولی میان شهر و روستا و نیاز روستائیان به کسب درآمد بیشتر برای تامین مایحتاج خود قالیبافی رواج بیشتری پیدا کرد به طوری که در حال حاضر تاثیر قابل توجهی در اقتصاد این منطقه برجای نهاده است.
صنعت فرش دارای قدمتی کهن و تاریخی در روستای درخش است . وجود مناطق کوهستانی و مراتع سر سبز موجبات رونق دامداری را در این منطقه فراهم نموده است . به واسطه تولید مواد اولیه فرش از قدیم الایام صنعت فرش و پارچه بافی در این منطقه رواج داشته است
این مسئله موجب گشته این منطقه به لحاظ اقتصادی همواره نسبت به سایر مناطق قهستان صاحب نام بوده و حتی در عرصه تجارت خارجی مورد توجه و استقبال کشورهای اروپایی به ویژه آلمان قرار گیرد.

بافت قالی در روستای درخش :
کارگاه های بافت قالی در درخش خانگی هستند . بافندگان اتاقی نورگیر و کوچک را به دستگاه بافت قالی اختصاص داده اند
قبل از شروع بافت اعضای خانواده بصورت دسته جمعی چله قالی یا ((تون )) آن را مهیا می کنند . این عمل به شیوه چله دوانی و بیرون از منزل انجام می شود . معمولا دو نفر از اعضاء خانواده نخ چله را به دور دو میله که با فاصله مشخص از هم در زمین فرو کرده اند بصورت عدد (۸ ) انگلیسی می گردانند تا بین آنها حالت ضربدری ایجاد شود
به این میله ها در اصطلاح ((مِقصِد )) می گویند . سپس چله ها را بر روی دو میله به نام ((سَرگَز )) قرار می دهند و این سرگزها هستند که به زیر دار و سردار متصل می شوند
یکی از سرگزها روی زیر دار ثابت می شود و سرگز دوم به همراه مابقی چله ها به دور سردار پیچیده می شود . این روش نصب چله مختص دارهای گردان فارسی است
در درخش فقط از این نوع دار استفاده می شود . با پیشرفت بافت قالی ، کم کم آن را به دور زیر دار می پیچند و چله ها به منظور ادامه بافت از دور سردار باز می شوند .دارهای این منطقه همانند اکثر دارهای عمودی در ایران دو میله بنام ((راست رو )) دارند که اتصال سردار وزیر دار را از دو طرف بر عهده دارد . جنس دارها امروزه از فلز آهن است . سردار به وسیله یک میله نسبتا قطور بلند آهن که در اصطلاح بومی به آن ((تَنگ )) می گویند چرخانده می شود . به این طریق که حفره هایی روی سردار
وزیردار با نام ((قالقا دستگاه )) وجود دارد که تنگ برای چرخاندن آن ها ، درون این حفره ها فرو می رود

در روستای درخش به سردار و زیردار نیز اصطلاحا ((دستگاه بالا و دستگاه پائین ))می گویند . در این ناحیه تعداد انگشت شماری هم دارهای کمان دار دیده می شود
بدین ترتیب که دو کمان وظیفه جابجا کردن دو کوجی بسته شده به تارهای زیر و رو را بر عهده دارند . و با این عمل حالت ضربدری چله ها در سمت بالا و پایین جابجامی شود . حالت ضربدری چله ها نشان دهنده ی جابجا شدن تارهای زیروروی قالی است که برای انجام عملیات بافت بسیار مهم است. دراصطلاح محلی گاه به آن ((سایه می گویند
برای حفظ ضربدری چله ها از چوبی به نام ((هاف )) استفاده می شود که اهالی روستای درخش به آن ((شُفت )) می گویند . با بالا و پایین بودن شُفت ، دم کار برای پود کشی آماده می شود
پود نازک در گوش محلی درخش ((سه پود )) گفته می شود که از روی ضربدری کشیده می شود . پودر ضخیم نیز در زبان بومی(( لُک)) نامیده می شود . دارها را کوجی می بندند که به آن ((گله )) می گویند . ابزاری که در این منطقه برای بریدن خامه مورد استفاده قرار می گیرد ((پاکی )) است . از نوع تیغه خمیده ی آن . دفتین ها نیز از نوع فارسی زاویه دار با دسته چوبی است که در اصطلاح محلی به آن ((شونه )) می گویند

چند اصطلاح بومی نیز که در قالیبافی درخش رواج دارد بدین قرار است :
کَلبَت = طنابی که میله چله ها (سَرگز)با آن به سردار متصل می شود
رنگبند = طنابی که(( ِقبَل ها)) را به آن آویزان می کنند
ِقبَل = کلاف خامه های آماده شده برای بافت
لنگر = سنگ یا هر شی دیگری را که برای نگه داشتن رنگبند ، بانخی به وسط آن بسته می شود و در پشت دار آویزان می ماند
چرخو = وسیله ای برای باز کردن کلاف نخ
بعد از بافت مقدار مشخص از قالی ، آن را به دور زیر دار می پیچند . تا چله های آزاد روبروی بافنده قرار بگیرد . این عمل را در اصطلاح ((کاشف کردن )) می گویند . همزمان با کاشف کردن قالی غالبا در هر ۵۰ cm از بافت انجام می شود در پشت آن با گره زدن یک نخ سفیدعلامتـی گذاشتـــه می شود
وجود دوعلامت در پشت قالی نشان آن است که دو تا قسمت cm50 از قالی پایین کشی شده است .نقشه ریزه ماهی امروزه به تبع تقاضای بازار بیشتر از نقوش دیگر بافته می شود . انتخاب رنگهای قالی یا به سلیقه ی بافنده است و یا به سفارش کارفرما . قسمتهای مختلف نقشه قالی در گویش محلی با نامهای زیبا خوانده می شود
مثلا متن کار را ((مِیون کار )) می گویند
حاشیه های کوچک و بزرگ را با نام های ((کتیبه ی خوردی ))و ((کتیبه ی بزرگ )) ونوارهای ظریف دوطرف کتبیه ها را در اصطلاح ((کوهه )) می گویند
ساده بافی ابتدا و انتهاو کناره های بافت قالی نیز ((سر سله )) نام دارد
در این منطقه معمولا کتیبه ها را از روی نقشه و میان کار را به صورت ذهنی می بافند . شیرازه نیز که در اصطلاح محلی ((گوش پیچ )) نامیده می شود در حین بافت پیچیده می شود . در اصطلاحات خاص گره در این روستا به کلماتی مثل ((تا )) دو جفتی ((بتون )) – سه سه- وتو پری )) بر می خوریم گره های مورد استفاده در بافت قالی درخش از نوع فارسی و غیر متقارن است و با دست زده می شود اما متاسفانه در این روستا همانند سایر نواحی جنوب خراسان از گره های تقلبی مثل جفتی استفاده می شود . که البته خود اهالی و بافندگان روستا تقلبی بودن گره خود را قبول ندارند . این امر شاید به این دلیل باشد که از زمانهای دور فرشبافی درخش با همین نوع گره همراه بوده است .
گره ای را که بر خلاف اصول گره زدن قالی به جای استفاده از یک جفت تار زیر و رو در آن از دو جفت تار برای زدن یک گره استفاده می شود در اصطلاح ((دو جفتی )) یا ((بتون )) می گویند .
((سه سه ))یعنی استفاده از سه جفت تار برای زدن یک گره و (( تا )) یعنی یک گره معمولی با یک جفت تا
بافندگان درخش تنها زمانی که باید نقش انداخته شود . و باید از یک رنگ یک نقطه بافته شود از گره ((تا )) استفاده می کنند

جاجیم قشقشایی

قاليهاي پرده اي گنجینه فرش ومنسوجات آستان ‏قدس رضوی

قاليهاي پرده اي گنجینه فرش ومنسوجات آستان ‏قدس رضوی ايران ترنج قالي است ودرهرگوشه اي ازآن لچكي است دلپذير ودلپسند.طراحان درآن نقشي بديع زده اند وازتركيب خطوط واشكال، انواع نقشمايه ها را پديدآورده اند قالیهایی که همچون رنگارنگ ترین و زیبا ترین گلها نمایان می‏شوند و چشمها را به سوی خود خیره می‏سازند. فرش‏هایی که با زحمت زنان و مردان رنج دیده، بافته می‏شوند همچون نگینی درخشنده بر روی زمین و دیوارها جلوه گری زیبا دارند واین بدان علت است که این فرش‏ها با چشمانی عاشق، قلبی مهربان و پرامید وسرپنجه گانی خون آلود بافته می‏شوند و مملو از احساسی زیبا وبی نظیر هستند. ودست هاي زخمي بافنده با گره درگره زدن نقوش وطرحهاي بي مانند ومتنوع را آفریده اندکه هر طرحي ذوقي دارد وهردستي شوقي.اما در اين ميان بافندگان فرشهاي حريم رضوي شوقي دارند وصف نا پذير.آنان مجذوب گشته اند كه فرش حريم محبوب را مي بافند وعطر حضور يار فضاي روح وجانشان را سرشار كرده است.ودر اين اوقات تمام شوق و ذوق خود را به پاي دار قالي نثار كرده اند و زمزمه هاي عاشقانه شان ازعمق جان برطرحها و نقش هاي گردان و شكسته مي نشيند وچندي نميگذرد كه از سرانگشت هنرمندانه شان طرحي به يادگار مي ماند و بافته آمالشان را زير پاي زائرين حريم دوست پهن مي نمايند و ارادتشان به آستان حضرت دوست استوار است ومتين. نقش فرشهاي ايراني بسيارند و همه درحركتند بسوي نقطه اي ومحبوبي كه بهترين محبوب است.ديدار گلهاي نشسته برقالي در باغ هميشه بهار فرش ايران خوش است و گوارا.اما خوشتر و گواراتر گام نهادن بر نقش هاي قدسي قاليهاي حرم رضوي است كه گره درگره بر تارو پود به شوق عنايت هشتمين اختر آسمان ولايت و امامت سرشته شده است و ما را ميبرند به معراج.چه مشتاقاني كه دل در گروعشق آقا علي بن موسي الرضا عليه السلام نهاده اند و گرانبها ترين و با ارزشترين دارايي شان را كه فرش نفيس بوده است همچون ران ملخي تقديم سليمان نمود اند از اين رو قاليهاي بارگاه حرم رضوي شاهدان معصوم ارادت و محبت مردم هر روزگار در طول اعصارند. فرشها، راويان غبار ارادت دوستداران و چشمان اشكبار زائرانند.وناقلان قصه هاي مبادي ورودي وگام هاي خسته ارادتمندان و جلوگاه سجده هاي آسماني نماز گزارنند و اينك به سبب همين ارادت و خلوص نيت، بارگاه ملكوتي حرم رضوي وگنجينه فرش و منسوجات آستان قدس رضوي شاهد قاليهاي پرده اي كه درمبادي وروديهاي حرم مطهر نصب وآويزان است مي باشند.طرح درطرح، رنگ دررنگ، نقش درنقش . قاليهاي نفيس وگرانبها كه بهايي فراتر از ريال وتومان به قدرقيمت اشك شکسته دلان و تپيدن قلب عاشقان دارند كه گلها و نقش هايشان تماشگر نيايش محبان اوست. قاليهاي پرده اي كه درمبادي وروديهاي حرم مطهر آويزانند و باعث ميگردند كه گرما وسرما وهواي مطبوع حرم رضوي به هدر نرود با گلزار پر نقش و نگار خود چشم نواز زائران گرديده اند پرده ها را كنار ميزنيم پا در حريم دوست مي گذاريم وآنگاه به بهار مجلل فرشهاي گسترده شده براي قدوم ارادتمندان و زائران خيره مي گرديم، چون نيك نظركني از خود بي خود مي گردي همچون آيينه ها ميشكني از غرور رها مي گردي و سلام ميكني: السلام عليك يا علي بن موسي الرضا و چون راز و نيازت با آقا به اتمام رسد دگر بار پا بر روي قاليهاي مفروش شده حرم ميگذاري هر رواق فرشي دارد تا پاي خسته زائرين احساس راحتي كنند و لذت از حضور در حرم دوست. قاليهاي پرده اي از سالهاي دور مزین کننده خانه هاي عموم مردم و همچنين در كاخها و خانه هاي اشراف ، اماكن مذهبي ، تكايا ، حرم امامان ، امام زادگان و …بوده است كه طرح آن با توجه به موقعيت آن نقش مي شده است.اما قاليهاي پرده اي حرم حضرت رضا عليه السلام با نقش و نگار بديع وسحر آميزش چيز ديگري است كه توسط هنرمندان طراح و بافنده نقش آذين شده است. هر چه بيشتر به قاليهاي حرم مطهر مي نگريم در مي يابيم كه اين نقش ها را ماجراي عشق است و مهر امام هشتم از جان عاشقشان تراويده و درطرح و نقش قاليها آرميده است. طرحهاي بيشتر قاليهاي پرده اي مورد استفاده درحرم مطهر داراي طرحهاي محرابي،محرابي گلداني،محرابي درختي،محرابي دورنما، محرابي ترنجدار، محرابي سروي،محرابي قنديلي،محرابي ستوندار،محرابي كتيبه اي ،محرابي گل بوته،محرابي هزار گل ،محرابي باغي و محرابي افشان …كه همه اين طرح ها نمادي از باغ و بهشت است . الهام بخش طراحان نقش قالي در بوجود آوردن طرح محرابی محراب مساجد است كه درون محراب گاهي ساده و بدون نقش وگاهي پوشیده ازشاخ وبرگهای ختایی وگلهای شاه عباسی وگاهی دارای درختی نظير درخت سرو و طوبي و …و يا گلداني مملو ازشاخه هاي گل به همراه حيوانات و پرندگاني نظير طاووس،آهو وگاهي قنديلي و كتيبه اي يا نوشته اي در بالاي محراب طرح ميشود. این قالی به عنوان پرده درحرم حضرت رضاعلیه السلام مورداستفاده بوده است

“به نام او كه به انسان توان پاسداري از زيبايي ها را اعطا فرمود”
بر من آرام قدم بگذارید
شاخه و ساق و گل و برگ مرا
از سر حوصله و صبر نگاهی بکنید
هیچ دانید چرا
گل و گلبوته ی باغ دل من
رونق و روشنی خانه زیبای شماست
چونکه از چشمه بینایی چشمان هزاران انسان
آب خورده ست و سپس روییده ست…
بر من آرام قدم بگذارید

عذرایوسفی

قاليهاي پرده اي گنجینه فرش ومنسوجات آستان ‏قدس رضوی

ايران ترنج قالي است ودرهرگوشه اي ازآن لچكي است دلپذير ودلپسند.طراحان درآن نقشي بديع زده اند وازتركيب خطوط واشكال، انواع نقشمايه ها را پديدآورده اند قالیهایی که همچون رنگارنگ ترین و زیبا ترین گلها نمایان می‏شوند و چشمها را به سوی خود خیره می‏سازند. فرش‏هایی که با زحمت زنان و مردان رنج دیده، بافته می‏شوند همچون نگینی درخشنده بر روی زمین و دیوارها جلوه گری زیبا دارند واین بدان علت است که این فرش‏ها با چشمانی عاشق، قلبی مهربان و پرامید وسرپنجه گانی خون آلود بافته می‏شوند و مملو از احساسی زیبا وبی نظیر هستند. ودست هاي زخمي بافنده با گره درگره زدن نقوش وطرحهاي بي مانند ومتنوع را آفریده اندکه هر طرحي ذوقي دارد وهردستي شوقي.اما در اين ميان بافندگان فرشهاي حريم رضوي شوقي دارند وصف نا پذير.آنان مجذوب گشته اند كه فرش حريم محبوب را مي بافند وعطر حضور يار فضاي روح وجانشان را سرشار كرده است.ودر اين اوقات تمام شوق و ذوق خود را به پاي دار قالي نثار كرده اند و زمزمه هاي عاشقانه شان ازعمق جان برطرحها و نقش هاي گردان و شكسته مي نشيند وچندي نميگذرد كه از سرانگشت هنرمندانه شان طرحي به يادگار مي ماند و بافته آمالشان را زير پاي زائرين حريم دوست پهن مي نمايند و ارادتشان به آستان حضرت دوست استوار است ومتين.
نقش فرشهاي ايراني بسيارند و همه درحركتند بسوي نقطه اي ومحبوبي كه بهترين محبوب است.ديدار گلهاي نشسته برقالي در باغ هميشه بهار فرش ايران خوش است و گوارا.اما خوشتر و گواراتر گام نهادن بر نقش هاي قدسي قاليهاي حرم رضوي است كه گره درگره بر تارو پود به شوق عنايت هشتمين اختر آسمان ولايت و امامت سرشته شده است و ما را ميبرند به معراج.چه مشتاقاني كه دل در گروعشق آقا علي بن موسي الرضا عليه السلام نهاده اند و گرانبها ترين و با ارزشترين دارايي شان را كه فرش نفيس بوده است همچون ران ملخي تقديم سليمان نمود اند از اين رو قاليهاي بارگاه حرم رضوي شاهدان معصوم ارادت و محبت مردم هر روزگار در طول اعصارند.
فرشها، راويان غبار ارادت دوستداران و چشمان اشكبار زائرانند.وناقلان قصه هاي مبادي ورودي وگام هاي خسته ارادتمندان و جلوگاه سجده هاي آسماني نماز گزارنند و اينك به سبب همين ارادت و خلوص نيت، بارگاه ملكوتي حرم رضوي وگنجينه فرش و منسوجات آستان قدس رضوي شاهد قاليهاي پرده اي كه درمبادي وروديهاي حرم مطهر نصب وآويزان است مي باشند.طرح درطرح، رنگ دررنگ، نقش درنقش .
قاليهاي نفيس وگرانبها كه بهايي فراتر از ريال وتومان به قدرقيمت اشك شکسته دلان و تپيدن قلب عاشقان دارند كه گلها و نقش هايشان تماشگر نيايش محبان اوست.
قاليهاي پرده اي كه درمبادي وروديهاي حرم مطهر آويزانند و باعث ميگردند كه گرما وسرما وهواي مطبوع حرم رضوي به هدر نرود با گلزار پر نقش و نگار خود چشم نواز زائران گرديده اند پرده ها را كنار ميزنيم پا در حريم دوست مي گذاريم وآنگاه به بهار مجلل فرشهاي گسترده شده براي قدوم ارادتمندان و زائران خيره مي گرديم، چون نيك نظركني از خود بي خود مي گردي همچون آيينه ها ميشكني از غرور رها مي گردي و سلام ميكني: السلام عليك يا علي بن موسي الرضا و چون راز و نيازت با آقا به اتمام رسد دگر بار پا بر روي قاليهاي مفروش شده حرم ميگذاري هر رواق فرشي دارد تا پاي خسته زائرين احساس راحتي كنند و لذت از حضور در حرم دوست.
قاليهاي پرده اي از سالهاي دور مزین کننده خانه هاي عموم مردم و همچنين در كاخها و خانه هاي اشراف ، اماكن مذهبي ، تكايا ، حرم امامان ، امام زادگان و …بوده است كه طرح آن با توجه به موقعيت آن نقش مي شده است.اما قاليهاي پرده اي حرم حضرت رضا عليه السلام با نقش و نگار بديع وسحر آميزش چيز ديگري است كه توسط هنرمندان طراح و بافنده نقش آذين شده است. هر چه بيشتر به قاليهاي حرم مطهر مي نگريم در مي يابيم كه اين نقش ها را ماجراي عشق است و مهر امام هشتم از جان عاشقشان تراويده و درطرح و نقش قاليها آرميده است.
طرحهاي بيشتر قاليهاي پرده اي مورد استفاده درحرم مطهر داراي طرحهاي محرابي،محرابي گلداني،محرابي درختي،محرابي دورنما، محرابي ترنجدار، محرابي سروي،محرابي قنديلي،محرابي ستوندار،محرابي كتيبه اي ،محرابي گل بوته،محرابي هزار گل ،محرابي باغي و محرابي افشان …كه همه اين طرح ها نمادي از باغ و بهشت است . الهام بخش طراحان نقش قالي در بوجود آوردن طرح محرابی محراب مساجد است كه درون محراب گاهي ساده و بدون نقش وگاهي پوشیده ازشاخ وبرگهای ختایی وگلهای شاه عباسی وگاهی دارای درختی نظير درخت سرو و طوبي و …و يا گلداني مملو ازشاخه هاي گل به همراه حيوانات و پرندگاني نظير طاووس،آهو وگاهي قنديلي و كتيبه اي يا نوشته اي در بالاي محراب طرح ميشود.

 

 

طـــرح : تصويري
تاريخ بافت : اوايل قرن ۱۳ شمسي
محل بافت : تبریز (هریس )
تاریخ بافت:اوایل قرن ۱۳ه- ش
اهـداکننده : حاج محمد نوبري
نوع گره : متقـارن رجشمار:۴۵ گره در۷سانتی متر
جنس تـاروپود : ابريشـم جنس پـرز : ابريشـم
ابعاد : ۱۴۵ × ۳۱۶۶ سانتي متر

این قالی پرده ای والان داردرقسمت فوقانی متن خود با شاخه های گل ،درخت هاودرختچه مزین شده است ودرقسمت میانی تصویریک زن باپرنده ای (طوطی )دربغل بصورت نشسته ودرپایین متن ،زنی باابزارموسیقی درمیان درختچه هاوشاخه های گل بصورت قرینه در۲ لت پرده نقش شده است.والان پرده باهمان سبک وسیاق تزئینات درون متن ولبه های آن دالبرباریشه های بلندتوربافی شده وجلوهای زیبا به قالی داده است

 

طرح : ترنجي
تاريخ بافت : اواخر قرن ۱۳ شمسي
محل بافت : كرمان
بافنده : کارگاه تولیدی محمدارجمند كرماني
اهـدائي: محمدارجمند كرماني
نوع گره : نامتقارن رجشـمـار : ۴۵ در ۵/۶ سانتيمتر سانتي متر
ابعاد : ۲۷۰ × ۳۱۵۵ سانتي متر
جنس تـار و پـود : پنبـه جنس پـرز : پشـم

این قالی بعنوان پرده ،درورودی درب های حرم مطهرامام رضاعلیه السلام مورد استفاده قرارمی گرفته است ودارای طرحی واگیره ای است که ازتکراراین واگیره هاشمسه های درمرکز ودورتادورمتن شکل گرفته است ودربین شمسه هاترنجی چهارپرنقش شده واطراف این ترنج ها وشمسه هاراگلهای شاه عباسی وختایی چون بندهای منظم ویکنواخت فراگرفته است

 

طـــرح ونقش : محرابي ترنجدار
تاريخ بافت : ۱۳۵۱ هـ . ق
محل بافت : اصفهان
اهـدائي: محمد اصفهاني میناکار
نوع گره : نامتقارن
رجشـمـار : ۴۵ در ۵/۶ سانتيمتر
ابـعـــاد : ۲۶۰ * ۳۴۵سانتيمتر
جنس تـار وپـود : پنبـه
جنس پـرز : پشـم

این قالی به عنوان پرده درحرم حضرت رضاعلیه السلام مورداستفاده بوده است درمتن محراب ترنج دوازده کلاله ای خودنمایی می کند وگل وبرگهای ریز ودرشت فضای متن رامزین نموده است . دربالای متن چهارکتیبه قلمدانی که درون آن شعری بدین مضمون بافته شده است.
ازدیده اگررضارابینی
مرآت جمال کبریارابینی
گرپرده اوهام به یک سوفکنی
اندرپس این پرده خدارابینی

 

طـــرح ونقش : افشان بندی
محل بافت : كرمان
تاريخ بافت : اواخر قرن ۱۳ شمسي
محل بافت : كرمان
بافنده :کارگاه تولیدی محمدارجمندكرماني
اهـدائي: محمدارجمند كرماني
نوع گره : نامتقارن
رجشـمـار : ۵۰ در ۵/۶ سانتيمتر
ابـعـــاد : ۲۸۰ * ۳۲۰ سانتيمتر
جنس تـاروپـود : پنبـه
جنس پـرز : پشـم
 

طـــرح ونقش : افشان بندی
تاريخ بافت : اواخر قرن ۱۳ هـ . ش
محل بافت : كرمان
رجشـمـار :۵۰ در ۵/۶ سانتيمتر
اهـدائي: ارجمندكرماني
نوع گره : نامتقارن
ابـعـــاد : ۲۱۹ * ۳۵۷۷ سانتيمتر
جنس تـار و پـود : پنبـه
جنس پـرز : پشـم
 

طرح ونقش : محرابي ستوندار
تاريخ بافت : اوايل قرن ۱۴ه. ش.
محل بافت : يزد
نوع گره : نامتقارن ( فارسي )
رج شمار : ۴۰ گره در ۵/۶ سانتي متر
ابعاد : ۱۴۴ × ۲۱۸ سانتيمتر
جنس تارو پود : پنبه
جنس پرز : پشم
 

طـــرح ونقش : گلداني ( محفوري)
تاريخ بافت : اواخر قرن ۱۴ هـ . ق
محل بافت : كـاشان
نوع گره : نامتقـارن
رجشـمـار : ۵۰ در ۵/۶ سانتيمتر
ابـعـــاد : ۱۲۷ * ۲۰۷ سانتيمتر
جنس تـار : ابريشـم جنس پـود : ابریشم
جنس پـرز : پشــم
 

طـــرح ونقش :لچک ترنج افشان
تاريخ بافت : ۱۳۵۰ هـ . ق
محل بافت : كرمان
اهـدائي: محسن سروي زاده كهنوجي كرماني
نوع گره : نامتقـارن
رجشـمـار : ۴۰ در ۵/۶ سانتيمتر
ابـعـــاد : ۱۴۱ * ۲۲۹۹ سانتيمتر
جنس تـار و پـود پنبــه
جنس پـرز : پشــم
 

طرح ونقش : محرابي قنديلي
تاريخ بافت :۱۳۲۷ شمسي
محل بافت : اراك
بافنده : الحاج علي عليخاني
اهداء کننده : الحاج علي عليخاني
نوع گره : نامتقارن ( فارسي )
رج شمار : ۳۰ گره در ۵/۶۶ سانتي متر
ابعاد : ۳۲۵ × ۲۱۰ سانتي متر
جنس تاروپود : پنبه جنس پرز : پشم
 

طرح ونقش : محرابي دورنما
تاريخ بافت : اواسط قرن ۱۳ شمسي
محل بافت : اردبيل
بافنده : بقالي اردبيلي
اهداء کننده : بقالي اردبيلي
نوع گره : متقارن ( تركي )
رج شمار : ۳۰ گره در ۷ سانتي متر
ابعاد : ۲۴۰ × ۳۹۰ سانتي متر
جنس تار ، پود وپرز : پشم
 

طرح ونقش : محرابي درختي
محل بافت : مشهد
تاريخ بافت : ۱۳۲۰ هـ . ق
طراح وبافنده : محمد نقاش مشهدي و استاد محمد كرماني
نـوع گــره : نــامـتــقـــارن
رجشمار : ۴۰ گره در ۵/۶۶ سانتيمتر
ابعاد : ۳۰۰ × ۴۱۰ سانتيمتر
جنس تار و پود: پنبه
جنس پرز : پشم

اين قالي با طرح «محرابي درختي» دو رو بافته شده طرح ونقش دوطرف مشابه اما رنگبندي آن دردوطرف قالي کاملا متفاوت مي باشد وبه عنوان پرده ، در مبادي ورودي حرم مطهر مورد استفاده بوده است.
در زمينة محراب ، تنة يك درخت تنومند و قطوراست كه به دو عدد گل شاه عباسي بزرگ و درامتداد هم ختم مي شود ، اطراف اين تنه با چند درخت ودرختچه مزين به گلهاي شاه عباسي فضاي متن را پر مي كند . درلچكها محراب عبارت : «بين الجبلين روضه من رياض الجنه» ودربالاي محراب حديثي از امام محمد باقرعليه السلام بدين مضمون : «يخرج رجل من ولد موسي اسمه اسم اميرالمؤمنين فتدفن بارض خراسان من زاره عارفا بحقه اعطا ا… في سنه ۱۳۲۰» بافته شده است .
در سر ترنج ها نيز نام طراح : «عمل اقل الحاج محمد نقاش مشهدي» و در وسط حاشية بزرگ نام بافنده «عمل استاد محمد كرماني» بافته شده است .

 

طرح و نقش: محرابي سروي
محل بافت: كرمان
تاريخ بافت: اوائل قرن ۱۴ هـ . ق
رجشمار:۴۵ گره در۵/۶ سانتيمتر نوع گره: نامتقارن
ابـعـــاد : ۱۳۵ ×۲۴۳ سانتيمتر جنس تاروپود: پنبه
جنس پرز: پشم

طرح محرابی که دروسط آن درخت سروی نقش شده ودرون سروبابته جقه هایی به حالت قهروآشتی مزین شده است .دردوطرف درخت سرو تصویر دوطاووس زیبا وبرفرازآن دوپرنده کوچک شبیه طوطی دیده میشود
.درفرهنگ اساطیری ایران سرو ،درخت همیشه سبزونشانی ازجاودانگی وسعادت می باشد وطاووس مظهرزیبایی ،عفت ،غرور،خودپسندی ونماناپایداربودن زنگی است وطوطی پرنده ای است باهوش که می تواندچون آدمیان تکلم کند وبااستعدادوذکاوت خویش ازقفس رهایی یابد.

قالی دویست ساله کردستان با طرح اژدها

قالی دویست ساله کردستان با طرح اژدها

قالی دویست ساله کردستان با طرح اژدها

این اثر زیبای قالیبافان عصر زندیه با قدمتی نزدیک به دو قرن از معدود نمونه‌های قالیبافی ایرانی است که آثار هنر و نماد‌های شرق دور بر آن دیده می‌شود.
این گنجینه که در کردستان بافته شده به احتمال زیاد اثر هنرمندان عشایر بوده است. جهت بافت قالی در ۳۰ سانتی متر انتهای آن تغییر کرده است، دلیل این تغییر می‌تواند این باشد که قالیباف به دلیل آغاز فصل مهاجرت اثر را از دار قالیبافی جدا کرده و پس از پایان مهاجرت هنگامی که قصد تکمیل قالی را داشته، آن را در جهت متضاد بر دار نصب کرده است. این قالی با ابعاد شش متر در دو متر و جنس پشم و کتان امروزه در موزه هنرهای زیبای فیلادلفیا نگهداری می‌شود

قالی دویست ساله مغان
این قالی زیبا با زمینه آبی تیره و گل‌های رنگارنگ از جنس پشم و کتان، قدمتی نزدیک به دویست سال داشته و اثر قالیبافان مغان در عصر قاجار است.این گنجینه امروزه در موزه سلطنتی سوئد نگهداری میشود
قالی دویست ساله مغان